فهرس الكتاب

الصفحة 210 من 313

درآميختند و مى كشتند (1) تا بحصار راؤر رسيدند. برهمنان (2) كه در آب افتادند (3) ، چون آنجا كه داهر كشته شده بود خالى ماند (4) ، از آب بيرون آمدند (5) و داهر را بزير خليش 6پنهان كردند. فيل سفيد روى (f 93 a) بلشكر كافران (7) آورد. آثار ايشان نماند (8) .

و در حكايت مى آرند كه قابل (9) بن هاشم روز كشتن كافران و (10) داهر لعين (11) شانزده زخم خورده بود، و حمله مى كرد و مى گفت:

ألا فاصبحانى (12) قبل (13) وقعة (14) داهر .. وقبل المنايا (15) قد غدون (16) بواكر (17)

وقبل غد (18) يا لهف (19) نفسى على غد ... إذا ما غدا (20) صحبى (21) ولست بباكر

(ص 152) گويند كه چون بمرد، كافران (21) خواستند كه سلاح از تن وى (23) باز كنند. كافران نتوانستند، همانجا زير خليج كردند.

منادى فرمودن (24) محمّد قاسم

پس محمّد قاسم بنگريست. حُبَيْش (25) ابن أخى عامر بن عبد القيس پيش او بود. گفت اى پسر أخى عامر بن عبد القيس عامريان را (26) منادى

(1) پ: كوفتند

(2) ب: برهمنگان؛ پ: برهمنگان؛ م: برهمعنان

(3) پ: كه درآمده بودند

(4) پ: بود

(5) پ: از اسب فرود آمدند

(6) م: خليج

(7) پ: بلشكر اسلام

(8) پ: تا آثار ايشان نمانده بود

(9) پ: قايل

(10) ب پ ندارد: كافران و

(11) پ ندارد: لعين

(12) ب پ ح: فاصبحنا؛ ك‍: فاصحنا؛ م: فاصحابى

(13) ب پ ح م: قيل؛ ك‍هـ: فيل

(14) ب پ ح ك‍: واقع؛ م ه: واقعة

(15) پ: المنانا

(16) پ: عذول؛ م: عدون

(17) كذا در نسخ پ م؛ ب ح ك‍: رواكر

(18) ب پ ح س ك‍: غدا

(19) پ: يا اهن

(20) پ هـ: او ما غدا؛ س: و امّا غدا؛ ك‍: او ابا غدا

(21) ب س ح ك‍: صحنى؛ پ: صبحنى؛ م: صبحى

(22) ب س ك‍م ندارد: كافران

(23) ب س ك‍م: سلاح او

(24) ب س: كردن

(25) ب س: جيس؛ پ: خش، حبش؛ ح ك‍: حبش؛ م: جيش

(26) م: ياران

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت