و هفتاد ملك را كه شاهان هند و سند (1) بودند از تخت به تخته تابوت رسانيد (1) و بجاى بتكده مساجد و منابر ساخت و مناره بنا فرمود (2) ، اگر (3) از وى ذرّهء ناحفاظى يا حركتى نامرضى در وجود آمده بود (4) ، بگفتهء (5) صاحب غرض محمّد قاسم را هلاك نبايست كرد (6) . خليفه فرمود تا هر دو خواهر را در ديوار گرفتند.
و از ان وقت (7) تا (f 125 b) الى يومنا هذا رايت اسلام هر روز افراشته تر مى شود (8) و ازدياد مى پذيرد.
ملك [تعالى] جلّت عظمته و تقدست اسماءه پادشاهان اسلام ماضى را غريق رحمت گرداناد (9) و ملوك حال را كه قوام دهر و نظام عصراند تا انصرام و انقطاع دور بنى آدم بر تخت ملك پاينده داراد (10) و رايت (11) اسلام را بوجود مهابت ايشان از نوائب حدثان و طوارق زمان مصون داراد بعونه (12) و توفيقه
مخلص كتاب (13)
سماء الدين و الملك الحضرة الصدر الأجل العالم (14) عين الملك (15) پس اين كتاب را كه ملقب است بمنهاج الدين و الملك (16) از تصنيف علماء عرب و تأليف حكماى صاحب ادب در فتح بلاد هند و سند بصنايع
(1 - 1) اين جمله در نسخه كموجود نيست
(2) ب س كم: كرد
(3) پ: كه
(4) پ: نيامده بود
(5) پ ك: بگفت
(6) ك: نبايد كرد
(7) پ: روز
(8) پ: مى شود
(9) اين قراءة نسخه ب است. پ س: گرداند؛ م: گردانيد
(10) و در همه نسخ: باد
(11) ب س كم: رايات
(12) و در جميع نسخ: بعون الله
(13) تمام اين فصل مضطرب و مخرب است
(14) ب س كم ندارد: العالم
(15) و در جميع نسخ: علاء الملك
(16) جميع نسخ اينجا افزايد: الحضرة الصدر الأجل عين الملك، كه گويا تكرار است