فكرت و بدايع فطرت و عجائب عقل و غرائب فضل و نوادر خاطر و نفائس ضمائر آراسته. حيات (1) دلهاى دوستان و رياض انس و جان و متوفيان (2) . (ص 205) (3) محاسن فرزانگى اهل عرب از حد وصف بيرون [و] محامد مردانگى حشم از عد احصاء فزون - بنياد (3) او بر تاسيس قواعد رياست و تاكيد معاقد سياست نهاده شد - متضمن بنصايح دين و دولت و متكفل بمناهج ملك (4) و ملّت. بعد از آنچه در تطاول زبان (5) تازى و تمالك (6) آواز (7) حجازى منزلتى (8) داشت، و ملوك عرب (9) را در مطالعهء او همّتى بود بكمال و مباهات فوق الحال. فامّا چون در پردهء حجازى بود و از تزيين و تحلية (10) لغت پهلوى عارى بود، متداول اهل عجم نشد. هيچ مشاطه اهل فارس عروس اين فتحنامه را نياراسته بود و از نگار خانه كلم (11) و عدل حكم حلل او نساخته، و از خزانه عقل زيور نپرداخته، و از مضمار فصاحت و رياض ملاحت درين ميدان مركب نرانده. فامّا (12) حوادث ايّام دور گام (13) روى بدين شكسته (14) در (15) افواج زمان و مصائب حدثان در سفينه سينه جمع شده - انواع اضطرار موجود و ابواب استظهار مفقود و اصناف (16) خطر (17) و اسباب مكائد مبين. (18) ازين واسطه اين كتاب طبع ناتمام بنده باتمام رسانيد: و الحمد لله رب العالمين (18) .
(1) ب: جلوه
(2) ب: مومنان؛ پ: متوقتان؛ س ك: متوفنا.
(3 - 3) اين جمله در نسخ ب س كموجود نيست؛ نسخه پ اينجا بياض دارد
(4) م: متكفل ملك بمناهج و سلطنت
(5) ب پ س ك: زمان
(6) پ س: ممالك
(7) پ س: روان
(8) پ س: منزلى
(9) پ: عربى
(10) ب پ كم: تحليل؛ س: تهليل
(11) س م: كلمه
(12) نسخه پ اينجا بياض دارد، و از ان مى نمايد كه بعضى الفاظ بعد از «فاما» ساقط شده است
(13) قراءة قياسى است. ب: دور تام؛ نسخه پ فقط كلمهء «دور» دارد: س: ايام در ايام؛ ك: دور بام؛ م: دور پايه
(14) م: سكته
(15) س ندارد: در
(16) ب: اضعاف
(17) جميع نسخ: خطير
(18 - 18) اين جمله در نسخه پ موجود نيست