فهرس الكتاب

الصفحة 208 من 313

حمله كردن محمد قاسم(1)

پس محمّد قاسم نام خداى عزّ و جلّ بر زبان راند. بفرمود تا حمله كردند. كافران هم (f 92 a) بايستادند و جنگ تيره شد، چنانكه از زخم تيغ (2) شعلهاى آتش در هوا پرّان شد، و حربه ها و نيزها با همديگر مى زدند تا سلاحها شكست، و بكشتى درآمدند و با همديگر درآميختند (3) . [از] بدو (4) صباح كه صبح صادق شارق شده تا انصرام شام بيشتر كافران كشته شدند. راى داهر با يكهزار مرد سوار (5) از ابناء ملوك بماند (6) تا آفتاب زرد شد.

خبر مقتل داهر لعين (7)

باغبانان اين غرائس (8) و مصنفان اين نفائس از راويان چنين روايت كرده اند (9) كه داهر راى روز پنجشنبه دهم رمضان مبارك سنه ثلاث و تسعين (10) بحصار راور بوقت غروب آفتاب (11) كشته شد (12) . ابو الحسن روايت كرد از ابو الليث هندى كه او از پدر خود حكايت كرد كه چون لشكر اسلام حمله (13) كردند و بيشتر كافران (14) كشته شدند، ناگاه (15) از دست چپ شورى و مشغله برآمد (16) . داهر دانست كه لشكر او (17) است. نعره بزد كه سوى من آئيد (18) ، من اينجاام.

ظاهر شدن (19) آواز زنان (20)

پس گفتند كه اى راى (21) ، ما زنانيم شما را، كه بدست لشكر عرب

(1) نسخه پ اين عنوان را ندارد

(2) پ: تيغها

(3) س: آويختند

(4) ب پ س ك‍ندارد: بده

(5) م: سواران

(6) پ: نماند

(7) ب: ملعون؛ س: خبر كشته شدن داهر

(8) و در جميع نسخ: عرائس

(9) پ ك‍م: كرد

(10) ب افزايد: يعنى نود و سه

(11) پ ندارد: بوقت غروب آفتاب

(12) پ افزايد: و بدوزخ رفت

(13) م: جهد

(14) ب س ك‍م: كافر

(15) ب س ك‍م: تا

(16) ب س: برآوردند

(17) م: من

(18) پ: نعره بزد: نسى من نسى يعني من اينجا ام، گويا «نسى من نسى» شكل فاسد جمله سنسكريت «اسمى اتر» مى باشد

(19) ب پ س ندارد: ظاهر شدن

(20) تمام اين فصل در نسخه س: موجود نيست

(21) پ س ك‍م: شاه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت