فهرس الكتاب

الصفحة 112 من 313

يا حكم بن المنذر بن الجارود ... أنت الجواد (1) والجواد (2) محمود

سرادق المجد (3) عليك ممدود (4) ... نبتّ في الجود في أصل الجود (5)

خلافت (6) عبد الملك بن مروان

چنين آورده اند راويان تاريخ كه چون نوبت به عبد الملك بن مروان رسيد، عراق و هند و سند به حجّاج بن يوسف داد. پس حجاج [سعيد] ابن اسلم كلابى (7) را به مكران فرستاد. (ص 72) چون آنجا رسيد سفهوى بن لام الحمامى از ازد بيامد (8) . سعيد از وى پرسيد كه آنجا فرود آيم، يار من باش و با من بيا (9) . گفت حشم ندارم. گفت ديوان خلافت را فرمان مى كنم (10) ؟ گفت: و الله كه در عمل تو درنيايم و عار دارم. سعيد او را بگرفت و بكشت و پوست او را (11) بكشيد، و سر او را بنزديك حجاج فرستاد، و بمكران رفت و بنشست، و در تحصيل مال معتمدان نصب كرد و بمدارا و (12) مواسا بيشتر مال هندوستان حاصل كرد، تا روزى در مرج (13) باخراج مى آمد و با علافيان مقابل شد.

خبر العلافيين (14) و خروجهم

در احاديث مى آرند از قتيبه (15) بن اشعث كه روزى كليب (16) بن خلف (17)

(1) در جميع نسخ: جواد

(2) ب پ ح س: الجود

(3) ب ح ك‍: سراد و بالمجد؛ پ: سرار المجد؛ س: بداد و بالجد؛ م: سراودة المجد؛ هـ: سراد المجد

(4) ب پ ح س ك‍هـ: محمود؛ م: محدود

(5) ب پ س: بيت الى الجودى صدر الجود؛ ح ك‍هـ: بيت الى الجود لى صدر الجود؛ م: بيت الى الحق لحاصل الجود

(6) م: ولايت

(7) ب ك‍: اسلم كلابى؛ س: كابلى؛ و في فتوح البلدان: سعيد بن الأسلم بن زُرعة الكلابى

(8) ب ح: ارد؛ م: از ديبا آمد

(9) پ: باش

(10) ب س ك‍: نميكنم؛ م: نميكنى

(11) پ افزايد: بمكران

(12) ب س: بمدد او

(13) پ ح س: مرح؛ ك‍: حرح؛ م: مسرح

(14) ب ك‍م: العلافين؛ س: علافيان

(15) س: قيت بن شيث؛ م: قنه

(16) ب: كيلقب؛ پ: كبليب؛ ح: كبليقب؛ س ك‍: كبليت؛ م: كيلب

(17) ب: حلق؛ ح: حلن؛ س: علف؛ پ ك‍: حلف

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت