فهرس الكتاب

الصفحة 63 من 313

سيهول از آنجا متوارى شد و بحصار ملتان رفت. و بر لب آب راوى با آلت حرب مستعد و مهيا بايستادند. چچ راى حصار سكه را در ضبط آورد، (1) و پنجهزار مرد كارزار كه در حصار بود بكشت، و ببرده و (1) غنيمت سكّان آن شهر را اسير كرد. امير عين الدولة ريحان مدنى را (2) در حصار سكّه نصب كرد، و خود بجانب ملتان عبره كرد. و هر دو لشكر مقابل شدند. ملك بجهرا با لشكر جرار (3) و فيلان (ص 16) جنگى و مردان كارگذار (4) بيرون آمدند و با چچ مقابل شدند، و جنگها خيره (5) كردند، و كشتن بى قياس از طرفين برفت. بجهرا حصارى شد و نبشتها بطرف ملك كشمير فرستاد و خبر چچ باز نمود كه چچ بن سيلائج برهمن بدار الملك ارور والى شده (6) ، با حشم فراوان مى آيد، و حصارها (7) بكلّى و جزوى تمام فتح كرد و مضبوط گردانيد، و ما را با وى طاقت مقاومت نتواند بود، و حصنهاى حصين تحت فرمان آورد، و هيچ ملكى با او در محاربت فيروز نيامد، و بملتان رسيد، ما را اعانتى واجب دار و مددى و معونتى فرماى.

چون قاصد بكشمير رسيد، راى كشمير مرده بود، و پسر او طفل در ملك نشسته (8) . و وزراء و ندماء و خواص و حجاب و اكابر (f 20 a) و اعيان ملك راى زدند (9) ، و اين مكتوب را بوجه خوبتر (10) جواب (11) كردند: كه راى كشمير بدار البقا (12) خراميد (13) ، و پسر او كودك خرد است، [و] طفل نو عهد است، و هنوز حشم او بر سر اقطاعات خود تمرّد و تعنّد مى

(1 - 1) اين جمله در نسخه ك‍موجود نيست

(2) ب س: عين الدولة آنجا مدتى؛ ح: عين الدولة ريحان مدت؛ ك‍: رنجان؛ م: على الدولة

(3) پ ك‍: جراره؛ م: جبّاره

(4) ب ك‍م: جنگى؛ س: دلير

(5) م: چيره

(6) س: والى شهر الور گشت و

(7) پ افزايد: فرو گرفت

(8) پ: نشست

(9) ب س ك‍ل: فرمودند

(10) ب: بعرضه خوبى؛ س: بخوبى

(11) پ: ادا

(12) پ: دار بقا

(13) س: مرده

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت