درم در سال قرار دادند. يك سال مال بتقدمه بستد (1) ، و مثال قرار داد، و مراجعت نموده بدار الملك ارور رفت و آنجا بماند تا جان را وداع كرد و بدوزخ رفت (2) . و مدت (3) ملك او چهل سال بود.
پس از وفات چچ بن سيلائج چندر برادر او در دار الملك ارور (4) بنشست، و دين ناسكان و راهبان را تقويت داد و آشكارا كرد، و (5) تيغ بسيار فراهم آورد و بدين خود باز رفت (6) و مكتوبات و مراسلات از (ص 28) ملوك هند باز گرفت.
رفتن مته (7) ملك سيوستان
پس مته (7) ملك سيوستان بنزديك راى (8) كنوج رفته بود. و در ان عهد ملك هندوستان بارانسى (9) بود، و كنوج در تحت فرمان سيهرس بن راسل (10) بود. مته (7) بخدمت او رفت و باز نمود (11) كه چچ بن سيلائج بمرد و برادر او چندر راهب بملك نشست. و او مردى ناسك است و همه روز (12) در تعبّدگاه با ناسكان در تدريس علم خود باشد. از وى تحويل كردن پادشاهى سهل دست دهد. و اگر شاه آن مملكت را در ضبط (13) آرد و بمن حوالت كند، مال آن نواحى بر خود مقرر كنم و بخزانه راى (8) رسانم
(1) ب: بنقد به ستد؛ س: نقد باز يافت نمود؛ م: بتعهد بستند
(2) پ: شد؛ س ندارد: و بدوزخ برفت
(3) م: مدار؛ س ك كلمهء «مدار» يا «مدّت» را ندارد
(4) پ: در ملك ارور
(5) م: و به
(6) ب س كم: يافت
(7) ب س: مهته
(8) پ س كم: شاه
(9) س ك: برانسى؛ م: بآرائسى
(10) س: راس؛ ك: رائيل
(11) س: اظهار كرد
(12) س: روزگار
(13) ب س م: دست