درون مى فرستادند، تا معتمدان خاص ايشان را دربند مى كردند (1) ، تا (2) جمله مخالفان محبوس گشتند، و در قيد و اغلال اسير گرديدند (3) . پس طائفه ديگر را كه از اقرباء راى (4) مفلس بودند استدعا فرموده مى گفت (5) كه فلان قرابت تو (ص 38) كه از غصهء (6) آن (7) در خواب نمى شدى، امروز راى (4) بر وى متغيّر شده است، و او را در حبس كرده است. اگر مى بايد (8) كه از فقر و فاقه نجات يابى، و به تجمل و اموال مستظهر (f 14 a) گردى، در بنديخانه برو و خصم خود را سرش بردار، و خانه و متاع و اتباع (9) و ضياع او مضبوط خود كن (10) و در تصرف خود آر. و هر يك (11) برين نمط در مى رفتند و خصم خود (12) را مى كشتند، و خانه و ستور و اقمشه و امتعه (13) و اموال و عيال او فرود (14) مى گرفتند، چنانكه در يك شب مخالفان ناموافق را علف تيغ خونخوار كردند، و دل ايشان از خصمان فارغ شد، و هيچ منازعى در آن مملكت نماند كه دعوى ميراث كند.
پس چون خدم و حشم موافق را در بيعت خود آوردند، و تكران (16) مفلس كه در تبع (17) او موافقت نمودند (18) ، جمله پيش بارگاه صف زدند، و با اسلحه تمام مستعدّ و مهيّا قيام نمودند (18) ، و اهل تجّار و صناع و اعيان و اكابر را حاضر فرمودند (19) ، و تخت مملكت (20) بياراستند. پس رانى سونهنديو (21) در پس پرده آمد. وزير بدهيمن (21) را بديشان پيغام داد كه
(1) س: مى نمودند؛ م: مى گردانند
(2) پ: و
(3) پ س م: كردند
(4) پ س كم: شاه
(5) ب: كردند و مى گفت؛ م: فرمودند و مى گفت؛ س: فرمود و مى فرمود
(6) ب: خوف
(7) ب پ س ك: او
(8) پ: مى بايدت
(9) پ ندارد: و اتباع
(10) س: تمام ضبط كرده
(11) پ: و از هريكى
(12) پ: خصم و قرابت؛ م: خصم قرابت
(13) پ ندارد: و امتعه
(14) ب س: فرو
(15) ب پ س ندارد: ملك ساهسى راى
(16) ب س كم: ديگران؛ پ: تكران
(17) ب س م: تيغ
(18) اين جمله در نسخه پ موجود نيست
(19) پ: اكابر حاضر فرمود
(20) پ: ملك
(21) ك: سونهندى
(22) ب س: برهمن؛ ك: بدهن