فهرس الكتاب

الصفحة 79 من 313

رسول فرستادن سيهرس(!)بنزديك داهرِ چچ(1)

پس راسل (2) و برهاس رسول فرستادند (f 27 b) كه ما را اتفاق مراجعت مى باشد (3) ، با شما مى خواهيم كه عهد وثيق در ميان آريم، و اين ولايت برقرار (4) بر تو ارزانى باشد، و بعد از ملاقات باستظهار تمام داهر را باز گردانيم. داهر با پانصد (5) مرد قلب (6) اختيار با سلاح تمام از تكران معروف بيرون آمد، تا عهد وثيق در ميان آرد، و از جانبين مصالحة ظاهر گردد. و همگنان را از خواص خود گفت كه ما را جمله اعتضاد و اعتماد بر شهامت و حراست شما است؛ همه را قوّت دل داد و بمواعيد خوب مستظهر گردانيد. و مى رفتند تا بر در سراى راسل بن چچ طلسم (7) رسيدند. پس راسل بفرمود تا ايشان را بر در باز دارند، و حاجبى را بخواند و گفت كه با معتمدان و سيّافان فرود رو (8) و بگو كه تيغهاى شما نامدار است، سلاح بالا فرستيد (9) تا يكى از شمشيرهاى شما اختيار كنم و نگاهدارم بيادگار (10) . پس چون همه اسلحه بدهند همه را دستگير كنيد (11) و الّا بكشيد. حاجب بر اين (12) عذر فرود آمد و زير طاقى باستاد، و (ص 30) سلاح از ايشان خواستن گرفت. ناگاه طاق فرود آمد و حاجب در زير طاق (13) بماند. شاه (14) راسل خود فرود آمد و همه را پيش خواند، و از هر يكى سلاح مى خواست و مى نگريست. و پيش ايشان مى انداخت، تا بداهر بن چچ رسيد. داهر را گفت كه تيغ خود بمن (f 28 a) بنما. داهر گفت: اى ملك اين خنجر برادر من است، از خود

(1) و كذا در جميع نسخ. بايد داهر چچ سهو باشد براى چندر

(2) در جميع نسخ «راسل سيهرس نوشته» اگر چه قبل ازين اسم اين شخص نبرده. احتمال دارد كه اين شخص نواسهء چچ است چنانكه در فقره متقدم مذكور شد

(3) مى نمايد كه يك جمله ازين جا ساقط شده است

(4) پ: بقرار

(5) پ: چند

(6) س: قالب

(7) ب پ ح س ك‍ندارد: بن چچ طلسم

(8) م: آورد

(9) پ: فرستند

(10) ب س: و بيادگار بماند؛ م: پيادگان

(11) س: كرده بگيريد

(12) ب پ س ك‍: آن

(13) ب س ك‍م ندارد: طاق

(14) ب س ندارد: شاه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت