فهرس الكتاب

الصفحة 202 من 313

اسب فرض بگذاردند (1) : اهل عاليه يك صف، و بنو تميم يكصف، و بكر وائل صف ديگر (2) و عبد القيس با اهل خود يك پته (3) ، و ازديان يك پته (4) . هر پنج قبيله صف كشيده (5) روى به محمّد قاسم آوردند تا (f 89 a) چ ه فرمايد.

خطبه كردن محمّد قاسم ثقفى

پس محمّد قاسم گفت: يا اهل العرب (6) ! اين طائفهء كافران روى بجنگ ما آوردند (7) . شما جهد (8) كنيد كه ايشان بر سر اهل (9) و عيال و مال (10) و خانها و ضياع و اسباب (11) خود جنگ خيره (12) كنند. شما از يارئ (13) خدايتعالى بر ايشان برانيد، بحول و قوّت الهى همه را علف تيغ خونخوار آبدار كنيم و مقهور و مخذول گردانيم، و مال و عيال ايشان را در ضبط آريم، و غنيمتهاى فراوان بگيريم. بايد كه ساكن باشيد، متردّد مشويد (14) ، و خاموشى را پيرايهء خود سازيد، و بجاى خود نصب شده مقام خود را نگاه داريد (15) ، و هيچكس را از قلب بميمنه و از ميمنه بميسره (16) بيارئ يكديگر مشغول مشويد. هر كس در تعبيه و مركز خود (ص 146) استادگى كند (17) ، كه خداى عزّ و جلّ عاقبت متّقيان را بخير (18) گرداند. و پيوسته كلام مجيد بر زبان رانيد و مى گوئيد (19) : «لا حول و لا قوّة إلّا بالله العلىّ العظيم» . پس آبداران را فرمود كه (20) راويها پر آب گردانند (21) ، و در هر صف لشكرگاه (21) مى گشته باشند و آب مى داده باشند (23) ، تا هيچكس بطلب آب از جايگاه (24) خود

(1) پ: بگذرانيدند

(2) ب س ك‍م: يك پته

(3) ب س ك‍م: يكصف

(4) م: يكصف

(5) ب س ك‍م: هر پنج صف

(6) پ س ك‍م: اهل عرب

(7) پ: بجنگ آورده اند

(8) پ: بجهد و جد

(9) ب پ س: مال؛ م: ما اهل

(10) ب پ س ندارد: و مال

(11) پ: اسبان

(12) م: چيره

(13) پ: يارى و معاونت

(14) پ: و متردد و پريشان و بيدل مشويد

(15) ب س: نصب شده باشيد و مقام خود را نگاه داريد؛ پ: و بجاى كه نصب شده ايم مقام خود را مگذاريد و بجاى خود مستقيم باشيد

(16) م: از قلب و ميمنه و ميسره

(17) ب ك‍م: كنيد

(18) ك‍: حير

(19) پ س: بگوئيد

20)ب س ك‍م: تا

(21) پ س: كنند

(22) پ: در موضعى

(23) ب س ك‍م: مى گشتند و آب مى دادند

(24) پ س: جاى

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت