فهرس الكتاب

الصفحة 78 من 313

جواب سيهرس بر اين خبر(1)

پس سيهرس مته (2) را گفت كه چچ ملكى بزرگ بود، و ولايتى موسّع داشت، و چون او برفت آن مملكت را بگيرم و تحت فرمان (f 27 a) خود آرم، و صيتى عظيم در مملكت ما بيفزايد، و ترا بطرفى از آن نصب كنم. پس سيهرس برادر خود برهاس (3) بن كسائس (4) را بفرستاد. نواسهء چچ بزرگ كه ملك كشمير و رمل بود او با وى بيعت كرد و با لشكر خود روان شدند، تا بجوى هاسى (5) رسيدند. آنجا نزول كردند (6) . گماشتگان و عمّال (7) چندر كه در حصار ديو دهنوز (8) بودند متوارى شدند. موضع نصب كردند و مى رفتند تا برسيدند به بند كاهويه. يكماه توقف كردند (9) و عبادت بدّه مى كردند. و بنزديك چندر بن سيلائج رسول و مكتوب فرستادند تا پيش آيد و شرط مطاوعة بقيام رساند و امان خواهد. چون چندر بشنيد، ابا نمود و حصارى شد (10) و استعداد حرب كرد. پس دهرسيهء چچ (11) را طرف برهمناباد فرستاد (12) ، و جمله سكّانِ آن موضع و لوهانه پيش آمدند، (ص 29) و سر بخدمت (13) نهادند. و خود بحصار ارور با داهرِ چچ بايستاد و ملازمت گرفت (14) . لشكر سيهرس مدتى در بندان داد (15) و در جنگ مقاومت نمود (16) ، تا چون بحرب با حصاريان فيروز نيامد بمصالحة پيش آمد و خواست كه طلسمى سازد و داهر را بيرون آرد و مأخوذ كند؛ و چون او را بدست آرد يا بكشد حصار مسلّم گردد، و مملكت مضبوط شود (17) .

(1) م: جواب خبر اين سيهرس

(2) ب س: مهته

(3) س: برغاس؛ ك‍: بركاس

(4) ك‍: كسايس

(5) پ: تا بجويهاسپى

(6) م: كرد

(7) س: عمل؛ ك‍: مال

(8) ب س ك‍: ديول هنوز؛ پ: ديو هبور؛ م: ديو هنوز

(9) ك‍م: كرد

(10) ب س: در قلعه را ببست

(11) در جميع نسخ: چچ دهرسيّه، كه ظاهرا سهو است

(12) پ: فرستادند؛ س: ارسال داشت

(13) س: خدمتگذارى

(14) پ: كرد

(15) س: مدتى قلعه بند بودند

(16) پ: بجنگ مقاومت نمودند

(17) ب س: گردد

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت