تا او را مشير كلّى و جزوى خود كرده آيد، و طريق راستى و وزارت با او درميان آرم.
ككسه مردى عالم (1) و حكيم هند بود. چون بخدمت آمده، پيوسته گاه بيگاه او را پيش تخت داشتى و مشاورت با او كردى: شعر -
لا تستشر غير ندب (2) حازم يقظ ... قد استوى منه إسرار وإعلان
ترجمه: - مشورت (3) جز با اديب و پير مرد (4) مكن، آنكه گفتن يا نهفتن بر وى يكسان (5) بود.
و از استصواب او نگذشتى، و جمله امرا و سپهداران را پيشرو لشكر بود. و اموال و نواحى در تحصيل او بودى، و خزانه در مهر (6) او فرمود. و بعد از ان (ص 195) در همه غزوها با محمّد قاسم يار بودى، و او را مبارك مشير نام كرد.
خبر فتح سكّه و ملتان بر دست محمد بن قاسم ثقفى
(1) ب ندارد: عالم
(2) ب ك: قلب
(3) ب: مشوغره
(4) پ م: مردمان
(5) ب س م: آسان
(6) پ: در زير مهر
(7) ب ح س ك: علكنده؛ پ: عدكيده؛ م: عكسلنده
(8) م: راده
(9) س: عمر
(10) ب ح: الطانى؛ پ س كم: الطافى
(11) م: چيره
(12) پ: برفت
(13) پ: روبرو؛ س: دو بازوى؛ م: رومارونى