مضافات است. هندوان گفتند كه عمارت اين بلاد از براهمه است، و ايشان علماء و حكماء مااند، و مهمات (f 108 a) عروسى (1) و ماتم ما بوساطت (2) ايشان باتمام رسد، و گزيد (3) و خراج بدين وسيلت قبول كرديم تا هر كس كيش خود را بپرورد (4) ، و اين بتخانه بدّه ما خراب شده است و از خدمت (5) اصنام بمانده ايم (6) . امير عادل ما را بفرمايد تا عمارت كنيم و در عبادت معبود خود باشيم، و برهمنان ما را از ما وجوه معاش تواند بود.
[پس] محمّد قاسم اين معنى بجانب حجاج در قلم آورد، و بعد از وى چند جواب باز رسيد كه: مكتوب عزيز عمزاده محمّد قاسم رسيد و از احوالها كه باز نموده بود معلوم گشت. از ضمن آنكه مقدمان برهمناباد بجهة عمارت بدّه و ملّت خود (7) التماس مى نمايند (8) ، چون كه سر در ربقه طاعت آوردند و اموال دار الخلافت بر (9) ذمّهء خود لازم گرفتند (10) ، (ص 176) بيرون از مال بر ايشان حقى و سبيلى (11) نباشد. زيرا كه چون ذمى شدند در خون و مال ايشان دست تصرّف ما مطلق نباشد. و اجازت كرده شد تا معبود خود را عبادت (12) كنند. و هيچ كس را از كيش خود منع و زجر نكنند، تا بخانهاى خود برأى خود زندگانى كنند.
رسيدن نبشته (13) حجاج
چون نوشتهء (14) حجاج به محمّد قاسم رسيد، از شهر بيرون آمده و منزل كرده بود. پس اكابر و مقدمان و براهمه را فرمود كه معبود (15) خود
(1) ب: عشرت؛ م: عروسه
(2) ب پ: بواسطت
(3) پ: كيرند؛ س: گزند
(4) ب س كم: برزد؛ س: برود
(5) پ: خدمات
(6) پ: بمانديم
(7) ب پ كم: خود را
(8) س: دارند
(9) م: در
(10) ب س كم: كردند
(11) ب پ ك: سبى
(12) س: عمارت كرده عبادت كنند
(13) ب: نوشتهاى؛ پ: نشتهاى
(14) پ س ك: نبشته
(15) پ: معبودان