فهرس الكتاب

الصفحة 235 من 313

براهمه (1) بدرگاه امير محمّد قاسم آمدند (2)

آمدن برهمنان نزد محمّد قاسم(3)

محمد قاسم چون ايشان را بديد پرسيد (4) : اين طائفه از كدام فوج اند و بدين شكل وصول كردند. گفتند اى امير (f 105 b) با وفا، راى (5) ما برهمن بود. چون او را بكشتند، و اين مملكت از وى تحويل افتاد، بعضى در وفاء او خود را هلاك كردند (6) و باقى در سوگ او جامهء زرد كردند (6) و سر و محاسن (7) حلق كردند. و اكنون چون خداى عزّ و جلّ اين مملكت را بشما تحويل گردانيد، بخدمت امير عادل آمديم تا باقى ماندگان را چه فرمايد. محمّد قاسم متفكر شد و گفت: بجان و سر من كه نيكو وفادارانند، ايشان را امان داديم بر آن شرط كه (8) اتباع داهر را از هر كجا كه هست بدست آرند.

عهد كردن محمّد قاسم با برهمنان

و امان دادن (9)

پس برهمنان بدين عهد وثيق لادى زن داهر را بيرون آوردند از نهانخانه و بر باقى رعايا مال قرار دادند بر سنن رسول الصلاة و السلام عليه (10) ؛ و هر كه بعزّ (ص 172) اسلام مشرّف گشت، او را از بندگى و مال و گزيد (11) معاف داشت و آنچه ايمان نياوردند، مال بر ايشان مقرر گشت بر سه فوج: اوّل فوج مهين را از هر يك چهل و هشت درم سنگ نقره، و فوج ديگر را بيست و چهار درم سنگ، و فوج اسفل را دوازده درم سنگ قرار دادند.

(1) ب: برهنه؛ ك‍م: برهمنه؛ س: برهمناباد

(2) ب س ك‍م: آوردند

(3) ب پ ندارد: نزد محمد قاسم؛ و نسخه س تمام اين عنوان را ندارد

(4) ب س ك‍م: گفت

(5) پ س ك‍م: پادشاه

(6 - 6) اين جمله در نسخ ب ك‍موجود نيست

(7) پ: تن

(8) پ: امان داد بشرط آنكه

(9) ب پ س ك‍: «بامان» بجاى «و امان دادن»

(10) ب: صلى الله تعالى عليه و آله و سلم؛ س: بر دين حضرت جناب رسول الله صلى الله عليه و سلم؛ پ ك‍: عليه السلام

(11) س: مالگذارى؛ و در جميع نسخ: مال و گزند

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت