عمر بن الخطاب رضى الله تعالى عنه كه بر سّكان شام مقرر كرد، كه هر مهمانى كه برسد شبانروزى او را نان دهند، و اگر رنجور گردد سه روز مهمان دارند.
پس محمّد قاسم چون از كارهاى برهمناباد و لوهانه بپرداخت، و مبلغ خراج و الزام داشتن جتان (1) معين و مقرر شد، بجانب حجاج يوسف از ان احوال معلوم كرد (2) كه بالاتر از جوى جلوانى (3) برهمناباد اين خدمت تحرير افتاد، و از ضبط آوردن زمين سند اعلام داده آمد، و بشرح باز نموده شد.
پس حجاج جواب فرمود كه يا ابن عمّ محمّد قاسم (4) ، آنچه در معنى (5) سپهدارى و در رعيت نوازى و تربيت احوال رعايا و ترتيب (6) امور ميكوشى (7) محمدت وافر باشد. و بدانچه مال هر موضع مقرر و معيّن كرده شد، و هر صنفى از رعايا بر جادهء (f 110 a) شرع و معاملت مستظهر گردانيدى، موجب قوام دولت و نظام مملكت گرديد. اكنون آن موضع را توقّف نبايد كرد. و ستون مملكت هند و سند ارور و ملتان است، و دار الملك شاهان (8) است، و از خزائن و دفائن شاهان (9) درين دو موضع مدفون باشد. و اگر مقام كنى بموضعى كه نزهت بود سكونت گيرى، تا كل ولايت سند و هند مضبوط شود و هر كه از مطاوعت اسلام ابا نمايد او را بكُشيد. و حق تعالى (10) شما را نصرت دهد، و (11) بر تو باد كه بلاد هند (ص 179)
(1) س: چنان
(2) پ: اعلام داد
(3) ب ح: جلوائى؛ س: حلوائى؛ پ ك: جلوالى
(4) پ ندارد: محمد قاسم
(5) س م: معين
(6) ب كم: تربيت
(7) ب س كم: مى كوشيدى
(8) م: شاهانه
(9) م: شاه
(10) م: بامر حق تعالى
(11) م ندارد: دهد، و