فهرس الكتاب

الصفحة 178 من 313

مصنف داستان خواجه امام ابراهيم چنين روايت كرد كه چون محمد قاسم را مدّتى بر لب آب مهران بجانب غربى توقف افتاد، حجّاج نبشته اصدار فرمود (1) ، و مثال نيابت در ضمن آن درج كرد و فرمان مطلق بوى مفوض داشت، و گفت: مرا از تو كراهيّت آمد، و از حراست (2) تو عجب (3) نمود كه بر امان دادن چنين (ص 126) حريص گشتهء، و هر دشمنى را كه امتحان كردى، مخالفت و عداوت او ظاهر گرديد (4) . امان دادن (5) نشايد كه وضيع و شريف را يك محلّ نبود، و اين به ركّت عقل انجامد، و دشمن بفتور حمل كند (6) . و بجان [و] سرِ من كه خداى عزّ و جلّ ترا وعظ كرده است، و عقل متأنّى (7) داده، و همّت بران مقصور شده است كه همگنان را امان دهم (8) ، و دبير (9) و اصحاب را هم گويند كه ترا ملازم مى دارند (8) . و مسلّط شدهء در امان دادن، و مقام كردهء، و مدّتى شده تا در مقابل دشمن نشستهء! و نيز اگر امان بيگمان خواهند و غدر از ميان بردارند از حرب، درِ (10) اخراجات را وجوهى رائج گردد و اين بدرئ (11) مطول كوتاه شود. و چون خبر عجز و ركاكت راى (12) شما معلوم گردد، عُجبى در وى ظاهر شود (13) ، و مردمان را مفهوم مى شود كه در صلح ميكوشى، بر (14) فتور و قصور شما حمل كنند (15) ، و هيچ غرض بحصول

(1) پ: در قلم آورد

(2) ب ك‍: صوابت؛ پ: صوامت؛ س: صوائب

(3) پ: معجب

(4) و در نسخ: گردد

(5) ك‍ندارد: دادن

(6) و در نسخ: نكند

(7) ب ك‍: مثابى؛ پ: مثانى

(8) پ: دهيم (8 - 8) تمام اين جمله مضطرب است و نامفهوم

(9) پ م: و زبير؛ س ك‍: وزير

(10) ب س: از حرب دور؛ م: از حرب بهتر و در. تمام اين جمله مضطرب است

(11) يعنى بدره؛ م: بلد

(12) م: براى؛ و يحتمل كه عبارت صحيح اينطور باشد: چون خبر عجز و ركاكت شما برائ [داهر] معلوم گردد

(13) ب س ك‍م: مى شود

(14) و در نسخ: در

(15) پ: كند

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت