بيشتر جان عزيز در سر كار عصيان كردند، و باقى بهزيمت بر بودهيه بالاتر رفتند، و بعضى بحصار بهطلور (1) ميان سالوج و قندابيل (2) رفتند، و از آنجا امان نامه خواستند، از انچه با داهر مخالف بودند، و بعضى را از ايشان بكشته (3) بودند، و بدان سبب از اطاعت او روى بتافته (4) بودند. و رسولان در ميان كردند، و يكهزار درم سنگ نقره مال را بر خود قرار دادند (5) (ص 103) و گروگان (6) به سيوستان فرستادند.
پس محمد قاسم چون مال مقرر كرد، مثالى بتجديد بجهة رفاهيت ايشان بفرمود، و وداع بن حميد الأزدى و عبد القيس از آل جارود را نصب كرد، و كار بجهة اعتماد بر ايشان اضافه (7) فرمود. و چون كار سيسم بپرداخت مثال حجاج برسيد كه بايد ترك مواضع ديگر گيرى و به نيرون باز آئى و تدبير عبرهء مهران كنى، و روى بجنگ داهر (8) آرى، و از ايزد عزّ و جلّ يارى (9) خواهى، تا ترا ظفر و نصرت بخشد (10) . و چون آن فتح برآيد، و حصارها و نواحى از كلّى و جزوى (f 64 b) مضبوط گردد، هيچ نوع مانع (11) نباشد. محمّد قاسم چون اين مثال بخواند و بر ضمن آن وقوف يافت، به نيرون باز آمد، و نبشتها در قلم آورد.
پس مراحل و منازل ببريد، و به (12) حصارى كه بر كوه نيرون است
(1) ب: بهلطور؛ ك: بهطور
(2) ب ح: قندائيل؛ پ ك: قندهائيل؛ م: قندهاله
(3) ب: كشته
(4) ب پ: تافته
(5) ب س كم: مال بر خود مقرر كردند
(6) در جميع نسخ: كردكانى
(7) پ: افاضت
(8) پ: داهر كافر
(9) پ: نصرت
(10) ب س كم: بارزانى باشد
(11) ب پ س ك: و هيچ ممنوع؛ م: و هيچ نوع مضبوط ممنوع
(12) ك: بر