فهرس الكتاب

الصفحة 99 من 313

نيست (1) كه نام من در دنيا زنده ماند، بفرماى تا سيم سكه (2) دارِ ضرب راى (3) آنچه مى رساند (4) و بنام (5) شاه مشرف مى گردد، بر طرف ديگر (6) نام بنده زده (7) مهر درم نقش كنند، تا نام بنده طفيل مهر سيم (8) راى (3) باقى ماند، [و] تا انصرام دور هند و سند مستقيم باشد و ذكر آن محو نگردد. راى (3) داهر بفرمود تا همچنانكه وزير التماس كرده بود بساختند.

(هذا الباب) رائى (9) داهر استقرار يافت، و قوّت و شوكت كامل پذيرفت (10) ، چنانكه مال دار الخلافة باز گرفت و تمرّد و تعنّد نمود.

تاريخ خلفاء راشدين (11) (f 38 b) تا وليد (12)

راويان اين (13) اخبار و متصرّفان اين آثار (ص 63) چنين آورده اند كه اول غزو (14) لشكر اسلام [كه] ببلاد هند و سند نامزد شد در خلافت امير المؤمنين عمر بن الخطاب رضى الله عنه بود، بعد از هجرت رسول صلى الله عليه و سلم بپانزده (15) سال. اوّل عثمان بن ابى العاص الثقفى (16) را به بحرين فرستاد، و [او] با لشكر بسوى عمان روان شد و كشتيها با حشم از راه دريا نصب فرمود (17) ، و مغيره بن ابى العاص (18) بر سر آن لشكر به بحرين فرستاد، تا از ان راه به ديبل (19) رود. و در ان عهد راى (20) سند چچ بن سيلائج بود. سى و پنج سال بر مُلك او گذشته بود. و اهل ديبل مردمان تجار بودند،

(1) م: هست

(2) ب: تنكه

(3) پ س ك‍م: شاه

(4) ب م: برساند

(5) ب: هم نام؛ پ ك‍م: بهم نام

(6) پ: دوم

(7) و در جميع نسخ: زدن

(8) پ ندارد: سيم

(9) پ س ك‍م: پادشاهى

(10) ب ك‍م: يافت؛ س: گرفت

(11) ب م: الراشدين

(12) ك‍افزايد: رضى الله عنه؛ و كاتب نسخهء م در خط باريك نوشته: رضى الله تعالى عنهم اجمعين

(13) ب س ك‍م ندارد: اين

(14) س: غزوه؛ ب پ ك‍: غزاى

(15) پ س ك‍م: يازده، كه ظاهرا سهو است

(16) در جميع نسخ: عثمان بن عاص ثقفى. از تاريخ بلاذرى درست كرده آمد

(17) پ: كرد

(18) ب س: مغيره بن العاص؛ پ ك‍م: بطور اضافت ابنى «مغيره ابى العاص» مى نويسد

(19) كاتب نسخهء م بر سر ديبل كلمه «تهته» نوشته است، گويا شهر ديبل را بشهر تهته مشخص نموده

(20) پ س ك‍م: ملك.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت