فهرس الكتاب

الصفحة 86 من 313

پهلوى خود زير چتر بنشاند، و آن سخن در افواه خاص و عام افتاد و كشف شد و فاش گرديد (1) :

نبشته (2) فرستادن داهر بجانب دهرسيه (3) بتعظيم (4)

پس داهر بسوى برادر خود دهرسيه نبشته (2) بتعظيم نوشت (5) ، و در ضمن آن حال طالع مايين (6) درج كرد كه منجمان چنين استخراج كردند كه اين دختر ملكه (7) ارور خواهد بود، و شوهر او راى (8) باشد كه اين مملكت (9) مضبوط او گردد. اتفاقى را (10) اين عار بر قواعد رائى (11) بر خود گرفتم، و معذرت كرده مى شود كه ما را در اين معنى باضطرار (12) ، نه از راه اختيار، مصلحتى رفت، معذور دار.

(13) رسيدن نبشته داهر بدهرسيه (13)

چون اين نوشته (14) بدهرسيه رسيد، جواب (15) باز گفت كه اين معنى مستنكر (16) بود، و اين (ص 52) كار ناپسنديده. اگر چه بضرورت بود يا باختيار معذور نباشى. و اگر بجهة رائى (17) ، تا (18) مملكت دنياوى بر تو مستقيم گردد، اين باب مسدود (19) و نامرضى جائز شمردى نه چاره بودى؛ و اگر (20) بسبب وسواس شيطانى درين باب شروع كردى بايد كه باز گردى و توبه كنى و پشيمان شوى، تا از دين ما بريده نگردى، و بيعت ما با تو فسخ نشود. و اگر درين نصائح و مواعظ ازين ناحفاظى عدول نه نمائى، مستوجب

(1) م: گشت

(2) ب: نوشته

(3) ب ح در همه مواضع «دهرسين» دارد

(4) س م ندارد: بتعظيم

(5) پ: نبشت

(6) ب س: بائى؛ پ: مائى؛ ك‍: مائين

(7) م: ملك

(8) پ س ك‍م: شاه

(9) ب م: ممالك

(10) ب: اتفاقى را دوا؛ پ: اين نفاقى را در

(11) پ س ك‍م: پادشاهى

(12) م: اضطرار است

(13 - 13) اين جمله در نسخه م موجود نيست

(14) پ: آن نبشته

(15) پ: جواب داد

(16) ب پ ك‍م: متنكر

(17) س ك‍م: پادشاهى

(18) س: در؛ پ م: يا

(19) ك‍: حدود

(20) پ ك‍افزايد: نيز

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت