فهرس الكتاب

الصفحة 163 من 313

جهان پيماى (1) چنان (2) آورده اند كه اوّل چتر رانگى (3) يعنى اميرى به موكه داد، و زمين قصه (4) همه بالتماس او در ضمن مثال بوجه تمليك بوى و فرزندان او مفوض فرمود، و تمامت حدود بيت از كلّى و جزوى با مضافات و مزارع بر وى مقرر فرمود، و عهد وثيق كرد، و بجهة فراهم آوردن كشتيها وصيت كرد (5) .

فرستادن محمّد قاسم مر رسول شامى و مولانا اسلامى را

پس محمّد قاسم بر لب آب مهران نزول كرد. بزرگى را از اكابر شام با مولاى ديبلى، كه بر دست محمّد قاسم بعزّ اسلام شرف يافته بود (6) ، بعث فرمود كه هر چه شامى بگويد بر داهر چچ و آنچه داهر جواب دهد بروى تقرير كن. و چون بأداى رسالت آغاز كنى، در محفل و جمع بزرگان گذارى و جواب مطلق باز خواهى (7) چنانكه (8) در صدر مثال حجاج اصدار يافته است.

رفتن رسول شامى بر داهر (9)

پس چون شامى و مولاى اسلام ديبل (10) بنزديك داهر رفتند، مولاى اسلام ديبلى درآمد و بداهر سر فرود نياورد و خدمت نكرد. و داهر او را مى شناخت. با وى گفت: چرا بر قرار قانون (f 71 a) شرط خدمت را اقامت ننمودى، مگر ترا منع و زجر كرده اند؟ مولاى جواب گفت: من آن وقت در كيش شما (11) بودم، واجب بودى بر من تا شرط عبوديت بجا آوردمى.

(1) پ ك‍م ندارد: و سياحان جهان پيماى

(2) ب س: چنين

(3) ب س ك‍: رايگى

(4) پ: قصبه

(5) ب س: فرمود

(6) ب س: عز اسلام يافته بود؛ م: عز اسلام يافت

(7) پ: دهى

(8) س: چنانچه

(9) پ اين عنوان را ندارد

(10) س: يس چون ايشان

(11) پ: من در قيد و كيش تو

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت