الغاية بكوشى، تا در لشكر غلّه ارزان باشد، و آنچه در ديبل گذاشته است در وجه ايشان صرف كنى (f 59 b) اوليتر كه ذخائر حصار، كه چون مملكت مسلّم گردد و حصارها مضبوط شود (1) در ترفيه رعايا و استمالت ساكنان جدّ كرده شود. و چون زرّاع و صنّاع و تجّار مرفّه و آسوده باشند، ولايت مزروع و معمور گردد، إن شاء الله تعالى - كَتَبَه في العشرين من رجب سنه ثلاث و تسعين (2) .
چنين مى آرند از ابو الليث (4) التميمى كه از جعوبة بن عقبه سلّمى (5) روايت كرد با محمّد (6) بوديم، چون حصار ديبل فتح شد بحصار نيرون رفت (7) . و ايشان بوقت شكست لشكر عرب و شهيد شدن بُديل با حجاج عهد كرده بودند و مال بر خود معيّن و مقرّر (ص 96) گردانيده. چون محمّد قاسم از ديبل براند، تا حصار نيرون بيست و پنج فرسنگ است، در شش روز برفت، و روز هفتم در سواد نيرون رسيد. مرغزاريست كه آن را بلهار (8) گويند، بزمين بردى (9) ، و آنجا هنوز آب سيحون مهران نيامده بود. لشكر از تشنگى بفرياد آمد. چون محمّد قاسم دوگانه نماز بگذارد و گفت: يا دليل المتحيّرين ويا غياث المستغيثين، أغثنى بحقّ (10) بسم الله الرّحمن الرّحيم، بفرمان الهى باران رحمت ممطر شد. جمله آبگير و حيض كه در سواد آن شهر بود سيراب گشت (11) . اهل نيرون در حصار به بستند، و سمنى كه والى و مهتر ايشان بود بنزديك داهر رفته بود. محمّد قاسم از تنگئ علف حشم (f 60 a)
(1) جميع نسخ: شوند
(2) ب افزايد: يعنى تحرير تاريخ بيستم رجب سنه نود و سه
(3) ب: خبر ديول شيدن نيرونيان از حجاج بن يوسف
(4) ب پ م: ابى الليث؛ س: الليث
(5) ب س: السلمى
(6) س: محمد قاسم
(7) پ: رسيد
(8) پ: ولاهار؛ ح: بلها
(9) م: بروزى
(10) پ ندارد: بحق
(11) پ: گشتند