و خواص خود برسالت فرستاد، و پيغام داد كه وارث اين ملك منم (1) ، و اين مُلك مِلك آباء و اجداد منست، ميراث برادر من بمن اوليتر (1) ، و ترا همان حجابت و نيابت فرموده شود، و سعى جميل در حق تو مبذول شود.
هم فيل دارى هم حشم، هم خيل دارى هم خدم ... مردانه بيرون نه قدم، زير و زبر كن خصم را (8)
چچ از جواب رانى شرمنده شد، و سلاح حرب درپوشيد، و با حشم آراسته صف كشيد، مقابل شد. و طائفه كه دربند باقى مانده بودند بيرون آورد (9) و تشريف داده بعد از عهد وثيق تحت منت خود آورد (9) ، و بانعام و مواعيد مستظهر گردانيد، و بحرب خصم بيرون آمد. راى (10) مهرت قلب و ميمنه و مسره و مقدمه و ساقهء لشكر را تعبيه كرد. مبارزان از طرفين به (11) محاربة
(1 - 1) پ: ملك آباء و اجداد منست، ملك برادر بمن اوليتر
(2) س: بعد
(3) پ: شاهسى
(4) ب س كم ندارد: و جنگ كنم
(5) پ: فرزانه؛ ب س: مردانه وار
(6) پ: بنام
(7) پ: كفر، كه ظاهرا سهو است
(8) س: زير و زبر كن خصم را مردانه بيرون نه قدم
(9 - 9) اين جمله در نسخ ب س كم موجود نيست
(10) پ س كم: شاه
(11) م ندارد: به