استقرار و استمرار مستحكم دارد، و قصر مشيّد اين دولت و حصن حصين اين نعمت لا زال معمورة الأطراف را از آسيب حوادث فترت محفوظ دارد، و خطبه و سكه او بر منابر و دراهم تا انصرام (1) عالم بالقاب و خطاب عالى آراسته باد. تا جهانرا مدار است، و فلك را دوران روزگار است، (f 6 a) آفتاب اجلال (2) جهانگيرى و ماهتاب اقبال جهاندارى از افق جلال و آفاق كمال شارق و طارق (3) باد، بحقّ محمّد (4) و آله اجمعين!
سبب (5) اين كتاب تصنيف علي كوفى گويد (6)
محرّر اين كتاب تاريخ هند و مقرّر فتح سند بندهء دولت (7) محمّدى على بن حامد بن ابى بكر كوفى، بعد از آنچه مدّتى عمر خود را در فراغت و نعمت گذاشته بود، و حظّى اكمل و نصيبى اجزل از دنياء دون برداشته، بسبب نوائب حدثان و طوارق زمان از مسكن مولوف (8) و منشأ مالوف مفارقت نمود، و روزى چند در حضرة (9) اچه (10) مبارك بر آسود و سكونت ساخت، باز فرمان «و (ص 9) تِلْكَ الْأَيّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النّاسِ» در رسيد، و شرابدار تقدير كاس (11) مسرّت را بحنظل (12) مضرّت (13) بدل كرد، و استقامت بندمت سرور متواتر شد (14) ، و از شدائد چرخ دوّار غدار شربتها [ى] (15) زهر چشيده آمد و ضربتهاى (16) قهر كشيده شده بود. در (17) پنجاه و هشت سالگى در شهور سنه ثلث عشر [ة] و ستمايه از جمله اشغال كه در دست داشت (18) اعراض نمود، و كتب نفيس را انيس و جليس خود ساخت، و با خود تفكّر مى كرد كه چون رمزى از هر
(1) ك: انصراف
(2) ب افزايد: و
(3) پ: شارق مطارق
(4) پ: بمحمد
(5) م: سبب ترجمه
(6) س: سبب تأليف كتاب گويد؛ ب م ندارد: گويد
(7) ب ح: دوست
(8) ب س كم: مولود
(9) م: ولايت
(10) س: اوچه؛ پ كلمه «اوچه» را ندارد
(11) جميع نسخ: بكاس
(12) پ كم: حنظله
(13) م: مظرّف
(14) كذا در نسخه م؛ ب پ س ك: و استقامت امور بنده است آن سرور متواتر شد - عبارت درينجا مختلّ است
(15) پ: شيرينها
16)ب س افزايد: فكر
(17) پ م ندارد: در
(18) پ م: دست از اشتغال كه داشت