فهرس الكتاب

الصفحة 82 من 313

پس چون رسول به ارور وصول كرد، و مدّت يكماه بماند، منجّمى بود از حكماء هند كه در علوم بهره بكمال داشت. روزى شخصى از اعيان ملك از وى سوال كرده بود، جواب استخراج او صواب (1) آمد. پيش پادشاه داهر (2) آمد. داهر از وى پرسيد كه تكر امروز بچه مهم مشغول بود كه ديرتر آمد، و آن شغل را بر خدمت ما مقدم داشت؟ تكر گفت: بقا راى (3) را كه مرا مهمى حادث شده بود، و دل من متردّد و متفكّر گشته. منجّمى است از جمله براهمه (4) ، مردى عالم و دانا (5) در تنجيم، استخراجها بحكم و اتّفاق مى كند، و دلائل آن بتجربه موافق آمد، و بشرح و بيان تقرير كرد و صواب آن بود بگفت (6) . (خبر) راى داهر فرمود كه برو از حال (f 28 b) سفر و حضر و رونق مملكت و امور سلطنت ما از وى استخبار كن. آن شخص برخاست و گفت: بقا راى (3) را، در فيروزى و جاه رايان (7) را از مجالست (8) حكماء و اصطناع علماء و ادباء و براهمهء وقت ننگ نبايد بود، كه ايشان امامان و پيشوايان مااند. بخدمت ايشان رفتن و در احترام ايشان كوشيدن از لوازم بايد دانست، زيرا كه رضاى ايشان مزيد جاه و مرتبتست (9) ، و دوام (10) رفعت و حشمت است، و نيز فال آن بهتر كه صاحب واقعه خود بمشافهه و مواجهة برسد تا جواب منجمان گويند.

رفتن داهر بنزديك منجّم بجهة احكام خواهر خود(11)

پس داهر را آن معنى موافق افتاد. بفرمود تا فيل را عمارى بستند و برنشست (ص 49) و بوثاق (12) منجم وصول كرد (13) . منجم چون راى (14)

(1) پ س: بصواب

(2) م: داهر پادشاه

(3) پ س ك‍م: پادشاه

(4) ب س ك‍م: برهمن

(5) پ: داهى

(6) پ: و صواب آمده بود

(7) پ س ك‍م: پادشاهان

(8) ب س: مجالس؛ م: مجلس

(9) ب س م: مراتبست

(10) پ ندارد: دوام

(11) خواهر مائى خود

(12) س: بخدمت

(13) پ: رفت

(14) پ س ك‍م: شاه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت