فهرس الكتاب

الصفحة 220 من 313

دختران ملوك و رانگان در صف نعال باستانيدند، كعب (1) ايشان را مى شناخت (2) ، تا خواهر زادهء داهر را پيش آوردند. خليفهء وقت در حالت (3) و هيئت (4) او متعجب گشت. پس خليفه گفت: اى كعب، اين دختر ملك است و پاكيزه روى، او را ببر و بزنى بخواه. و آن وقت من جوان بودم. ويرا بمنزل خود بردم و بزنى بخواستم. بيشتر زنان بنزديك او آمدندى و حكمت و موعظت از وى خواستندى و شنيدندى. امّا هيچ فرزندى از وى تولّد نشدى.

نشستن جيسيه در حصار راؤر (5) بغرور و (6) خبر جنگ كردن

راويان احاديث (7) از ثقات (8) خود حكايت كرده اند (9) ، كه چون داهر كشته شد، پسر او با رانى بائى (10) كه خواهر او بود، و او را زير چتر خود بر سبيل زنى تباهى (11) بنشانده بود، با حشم از ابناء ملوك بحصار راور (12) دررفتند و حصارى شدند. و جيسيه بمردانگى (13) و قوت و شوكت خود مفتون بود و اعتماد تمام داشت، و بجنگ بايستاد، و محمّد علافى با وى همراه (14) بود. چون خبر داهر برسيد كه كشته شد و پيل سپيد را پى كردند، جيسيهء داهر گفت كه با خصم مقابل شويم (f 98 a) و بنام و ننگ تيغ زنيم، و اگر كشته شويم ضايع نباشيم. سياكر (15) وزير گفت: راى شاهزاده (16) ناصواب است؛ راى (17) ما كشته شد و لشكر هزيمت يافت، و جمعيت ما متفرق گشت، و دلهاى ما برعب مهابت تيغ دشمن از جنگ نفرت گرفته. ترا چگونه حرب با (18) اهل (ص 160) عرب ميسّر گردد؟ هنوز ولايت برقرار است

(1) پ س ك‍م: تشبيه پس گفت، كه بى معنى است

(2) س: شناسد

(3) پ: جبلت؛ م: حال

(4) م: حياته

(5) ب: داور: ك‍: راؤل؛ نسخ پ م بعد از «راور» حرف واو دارد

(6) نسخه م حرف واو را ندارد

(7) اخبار احاديث

(8) پ: اتقيان؛ م: اتفاق

(9) ب ك‍م: كردند

(10) پ ك‍: مائى؛ م: مائين

(11) كذا در نسخ ب ك‍م؛ پ: مى بتائى؛ نسخه س اين كلمه را ندارد. معنيش معلوم نشد

(12) ب: داور

(13) م: بر مردانگى

(14) ب س ك‍م ندارد: همراه

(15) م: سيساكر

(16) ب: شما

(17) پ س ك‍م: پادشاه

(18) پ ندارد: با

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت