مى آيد كه اگر بسبب آنچه طالع طبيعت داعى بمراد (1) نبود، و قادح قريحت (2) بر استقرار نه، سهوى و قصورى (3) مشاهده افتد بدين اعذار معذور دارند، و عفو (4) را بر آن پوشاننده (5) كه هيچ مخلوقى را از وصول مشرع (6) و ورود منبع (7) النّسيان مركّب على الانسان چاره نبود. اگر تفصيل معاذير] (ص 13) (8) بر حسب مقال بر شرح خوض (9) افتد (10) ، از هزار يكى و از بسيار اندكى وفا نكند. فامّا بر سبيل اضطرار نه از طريق اختيار عرضه داشت (11) تا بوسيلت اين (12) بضاعت مزجاة وجوه (13) درجات ميسّر گردد، و بحضرت عالى لا زال عاليا تقرّب يابد، و بقبول اقبال مشرف گردد، و اين فتحنامه بر صحائف جرائد تا انصرام عالم باقى ماند - و الله ولىّ التّوفيق.
آغاز كتاب از حكايت (14) راى داهر بن چچ بن سيلائج و هلاك شدن او بدست (15) محمد قاسم ثقفى رضى الله عنه (16)
(17) بسم الله الرّحمن الرّحيم (17)
راويان احاديث و مصنفان تواريخ چنين آورده اند كه (18) شهر ارور (19) كه دار الملك هند و سند است، شهرى بود معظم، آراسته بانواع قصر و راغ
(1) پ: بمراد داعى
(2) پ: فارغ قديمت؛ م: قديحت
(3) پ م: تصوّرى
(4) م: عضو
(5) پ: پوشانيد
(6) پ: شرع؛ م: مشروع
(7) م: منيع
(8) قبل ازين فقره ذيل در جميع نسخ مندرج است كه بمضمون مقدم و مؤخر هيچ ربطى ندارد و نيز عبارتش مختل و ركيك است: و انصاف و معدلت سر [ب: مشر پ: مسر؛ ل: شر] انّ الله [حكمه] بين العباد و (للعباد) في الآخرة خير الزاد است. و احتمال دارد كه اين جمله بعد از كلمات «اول انصاف و معدلت» بر صفحه 12 سطر 16 آمده
(9) پ: خواص
(10) م: لافند
(11) ب م: عرض افتاد
(12) م: آن
(13) و در جميع نسخ: وجود
(14) ب س كم ندارد: از حكايت
(15) پ: از دست
(16) پ ندارد: رضى الله عنه
(17 - 17) فقط نسخه م اين جمله را دارد
(18) م: در
(19) اين قراءة نسخه پ است، و ساير نسخ «الور» دارد.