فهرس الكتاب

الصفحة 40 من 313

خيال دهند، و آن را مدارج امانى و مدارك معانى دانند، و از آنچه سخون (1) حكمت و فنون موعظت بر صحائف [و] اوراق جرائد (2) تا ابد الدّهر يادگار ماند - قطعه (3) :

آن سروران كه نام نكو كسب كرده اند ... رفتند [و] يادگار از ايشان جز آن نماند

نوشيروان اگر چه فراوانش گنج بود ... جز نام عدل از پس نوشيروان نماند]

هر چند بنده را (4) مجال نباشد كه خود را در لباس فضل درين بارگاه رفيع كه منبع (5) فضل ست و مرتفع حكماست، جلوه كند (f 8 b) ، فامّا چون سعادت ندا كرد (6) و بكرم عميم مامور گشت، و آفتاب اقبال بر طالع سعد (7) رهنموئى شد، بدعا و ثناء آن سرور خود را مستعد گردانيد، كه اكابر دهر و افاضل عصر زبان به (8) ثناء او كشاده اند، و علماء زمانه (9) و حكماء يگانه (10) بدعاء او دست برداشته. بنده على كوفى بأداء حقوق نعمت (11) دعائى (12) باخلاص مى گويد كه چمن اقبال اين دولت بآب زلال كرم سيراب باد و بنور (13) ماهتاب اجلال مخضرّ و مثمر باد!

(1) م: سخن

(2) پ م: اوراق جرائد صحائف

(3) م ندارد: قطعه

(4) پ ندارد: را

(5) م: درت درگاه منبع

(6) پ: كند

(7) ب س: مطالعه اسعد؛ پ: طالعه سعد

(8) م: بر

(9) ب س: زمان

(10) ب س: دوران

(11) س: خدمت

(12) پ: دعاء

(13) پ ك‍م: نور

(14) م: تا

(15) پ: بگردد

(16) م: خدود زمان

(17) م ندارد: كه

(18) پ: جا

(19) پ: بود؛ م: برده

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت