فهرس الكتاب

الصفحة 87 من 313

مطالبة (f 32 a) گردى، و ايذا بتو رسد، و آنچه جزاء اين افعال نامرضى بتو روى دهد از خود دانى.

پس چون مكتوب (1) دهرسيه بداهر رسيد، انديشيد كه بنزديك برادر دهرسيّه رود. با وزير مشورت كرد كه ببرهمناباد روم (2) ، ترا در اين معنى چه صواب باشد؟

منع نمودن بدهيمن وزير داهر را(3)

بدهيمن (4) وزير گفت (5) : بقا راى (6) را، ترا عظيم خطا افتاد كه در چنين كار خوض كردى، كه بهيچ بهانه تلافى نشود، و مخرج آن را بهيچ سبيل مدافعت نتواند كرد، الّا هلاكت جان باشد. و چون با برادر خود مقابل شوى اميد از جان خود ببايد بريد. و اگر ترا گمان آن باشد كه برادر تو با تو مخالفت نكند، محالى بزرگ را در دل خود جاى دادى (7) ، و در (8) كار ملك و زمين و زن مشاركة و مساهمة (9) نپذيرد، و بخطر نفس و جان برآيد (10) ، چنانچه فرزند بر پدر روا ندارد، و پدر بر فرزند اعتماد نكند. و اگر راى تو برين هم مصمم است، دست از حيات ببايد شست كه بهيچ تاويل مرا صواب (11) نمى آيد. داهر گفت: راى ما درين معنى چيست؟ گفت: تدبير صواب تو آنست كه از مجالست و مخالطت (12) برادر محترز باشى، و اشتياق ملاقات او نكنى، و حصار را لازم (ص 53) گيرى، و آنچه منجمان و كاهنان بگويند بر آن (f 32 b) كار كنى، و نصيحت ايشان را متابع باشى، و الّا هيچ حيلتى ديگر درين باب موافق (13) نيست. پس داهر بر آن اشارت مستقيم گشت

(1) م: مكتوبات

(2) در جميع نسخ افزايد: وزير گفت

(3) نسخه م اين عنوان را ندارد؛ پ: شاه را

(4) ب س: برهمن

(5) پ س: عرض كرد كه

(6) پ س ك‍م: پادشاه

(7) ك‍م: دهى

(8) پ: و اگر در

(9) در جميع نسخ: مسامحة

(10) م: سرآيد

(11) م: جواب

(12) ب س ك‍: مخالطت و مخالفت؛ پ: مجالست و مخالفت

(13) م: موافقت

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت