فهرس الكتاب

الصفحة 38 من 313

مدح (1) تخلص (2) اين كتاب (3) ملك الوزراء شرف الملك (4) ضاعف جلاله

پس چون اين داستان دينى از پردهء تازى و حجب حجازى بحنجره عجم (5) نقل افتاد، و بقلائد عبارت و پيرايهء ديانت مشرف، در سلك نثر ترجمه كرده شد، در غور اين تفكر (6) خاطر غواصى (7) مى كرده كه اين نو باوهء غريب و فتح نامه ظريف مخلّص بكدام (8) صدر را شايد، تا اقبال بنده را رهنموئى كرد (9) ، و اين سعادت روى داد (10) ، (و) با خود گفتم: اى على از مواضى (11) ايّام و سوالف اعوام مدّتى شد تا در ظلّ (12) رعايت و كنف حياطت (13) خداوند (14) مولى الأنام، صدر جهان، (و) دستور صاحبقران، شرف الملك رضى الدولة و الدين (15) ، جلال الوزراء، صاحب السّيف و القلم، نوّر الله مضجعه و طيّب ثراه، بنا ساختهء، اين مطيبه (16) نفس خود را بقضم (17) و شعر كرم او (18) ترتيب دادهء، و حقوق نعمت او و اولاد او دام علوّهم و رحم آباءهم در گردن (19) لازم است، اين فتح نامه كه از صواب دينى و فضول (20) دنياوى است، كه محققان عالم و پادشاهان زياده كرم بدان مباهات نمايند و همگنان را بر تصديق اعتقاد اهل عرب و اتحاد بخلوص (21) اصحاب ادب و ترقى بكمال باشد، و اين دولت (21) را كه از شهامت و صولت (23) اهل عرب و شام بود، هم بدين (f 8 a) خاندان معظّم كه حسب و نسب عرب اند،

(1) ب: شرح

(2) س م: تخليص

(3) ب افزايد: مستطاب

(4) ب پ س ك‍ندارد: اشرف الملك

(5) ب س: بپرده فارسى؛ ك‍: از پرده بحجر عجم؛ م: بحجره

(6) ب پ س: نقل؛ ك‍: فضل

(7) اين قراءة ك‍است؛ م: عوامى؛ ب: خاطر مى كرد

(8) م: نكرده ام

(9) ب: گردد؛ س: گيرد

(10) ب س: دهد

(11) پ: موازى؛ م: مواخى

(12) ب س ك‍: طلب

(13) م: حفاظت

(14) م ندارد: خداوند

(15) ب س: شرف الملك و الملوك و سيف الدولة و الدين؛ پ: شرف الملة

(16) ب س ك‍: مطلبه، و اين نيز درست است

(17) ب: عصم؛ پ: فهم؛ ك‍: قصم

(18) پ ندارد: او

(19) ب افزايد: ما

(20) پ: فصول

(21) ب س: تحقيق اعتقاد

(22) ب پ س ك‍: فتحنامه

(23) ب پ س: صوامت؛ م: صوالت

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت