فهرس الكتاب

الصفحة 233 من 313

و چون مقابل شويم، در عين محاربت، چون لشكر عرب حمله كنند ما هزيمت شويم و درون حصار رويم و در باز (1) گذاريم. (آمدن جواب) چون جواب نبشته (2) از حجاج باز رسيد كه ايشان را امان دهيد و عهد ايشان را بوفا رسانيد، مردمان حصار ساعتى بجنگ پيوستند. چون لشكر عرب حمله كرد و با ايشان درآميخت، حصاريان هزيمت شدند و خود را بحصار انداختند و دروازه بازگذاشتند، تا عربيان دروازه بدست آوردند، و لشكر بر اثر ايشان درآمده بر بارهاى (3) حصار برآمدند و مسلمانان تكبير گفتند. چون حصاريان بديدند كه لشكر عرب (4) غلبه كرد، دروازه شرقى باز كردند (ص 170) و بهزيمت بيرون آمدند، محمّد قاسم فرمود كه هيچكس را (f 104 b) مكشيد الّا آن كس كه جنگ كند. و هر كرا سلاح ديدند بگرفتند و اسير كرده با سلاح و اقمشه و اتباع و عيال پيش محمّد قاسم آوردند. آن كس كه سر فرود آورد و امان خواست او را بگذاشتند (5) و خانها ساكن گردانيدند (6) .

و در اقاويل مى آرند از بزرگان برهمناباد (7) كه چون حصار برهمناباد (8) مسلّم شد، لادى زن داهر كه با پسر راى در برهمناباد بعد از قتل داهر باستاد، گفت كه اين حصار حصين و عيال چگونه گذاريم؟ ناچار ما را اينجا مقام بايد كرد، تا ايشان را غلبه كنيم، و اوطان و مسكن ما برقرار بماند. و اگر لشكر عرب غالب شود تدبير ديگر بسازيم. (فتح مال) پس مال و خزينه بيرون آورد و مبارزان لشكر را بذل كرد و شجاعان را قوت دل مى داد، و بر دروازه ديگر جنگ مى كردند. و لادى را اتفاق آن بود كه اگر حصار فتح شود، من خود را با اتباع و اطفال طعمهء آتش حريق كنم. ناگاه حصار

(1) ب: بازار

(2) پ: نوشته

(3) ب: بازوهاى

(4) ب پ س ك‍ندارد: عرب

(5) پ: امان دادند

(6) ب ك‍: گردانيد

(7) ب س ك‍م افزايد: چنين استماع افتاد

(8) م اينجا افزايد: چنين اتفاق افتاد كه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت