فهرس الكتاب

الصفحة 218 من 313

مفسّران اين فتح چنين آورده اند (1) كه چون جماعتى نشانها و رايات و طبل و سر داهر و ديگر تهكران (2) بياوردند، حجاج بفرمود تا در شهر كوفه منادى كردند. پس بر سر منبر رفت، و خداى عزّ اسمه (3) را حمد و ثنا گفت و بر پيغامبر (4) عليه الصلاة و السلام (5) درود گفت (6) ، و چاكران دولت محمدى (7) را ثناهاى وافر (8) فرمود (9) ، و گفت: گوارنده باد مر اهل شام و عرب را از گرفتن (ص 158) هند (10) و مال فراوان و آبهاى لذيذ مهران و نعمتهاى بى منتها كه خداى عزّ و جلّ بديشان ارزانى داشت. پس اين فتح نامه بر ايشان بخواند و شاديها فرمود (11) ، و قدر طائفه (12) كه در وقت هيجا يد بيضا نموده (13) بودند بمنزلت (14) رفيع و تشريفهاى گرانمايه و انعامات وافر (15) مستظهر گردانيد، و پيرايهاى ملوّن (16) و مرصّع داد، و بنزديك خليفهء وقت (f 97 a) وليد بن عبد الملك بن مروان فرستاد، (17) و ايشان را از جمله خواص فرمود. بعضى بخدمت باستادند و بعضى را باز فرستاد (17) .

مثال نوشتن و جواب فتحنامه محمّد قاسم

پس حجّاج نبشتهء محمّد قاسم را جواب كرد (18) و محمدتها گفت (19) ، و در ضمن آن بنوشت (20) كه آنچه (21) مصعب مولاى ثقيف را چندان (21)

(1) م: آوردند

(2) پ: تكران

(3) ب: عزّ و جلّ عزّ اسمه

(4) ب پ س ك‍: پيغمبر

(5) ب: صلّى الله تعالى عليه و آله و سلّم؛ س: صلّى الله عليه و آله و اصحابه و التابعين و سلم

(6) پ ندارد: گفت

(7) س ندارد: چاكران دولت محمدى را؛ م: «دوست» بجاى «دولت»

(8) پ س: ثنا وافر

(9) ب س ك‍م: گفت

(10) پ: گرفتن بلاد سند و هند

(11) س: نمود

(12) م: وظائفه كسانى

(13) م: فرموده

(14) م: بمنزل

(15) ب س ك‍م: فراوان

(16) م: حلون

(17 - 17) اين جمله در نسخه م موجود نيست

(18) س: گفت؛ م: داد

(19) س: كرد

(20) م: نبشت

(21) ك‍: از آنچه

(22) پ س: چندين

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت