فهرس الكتاب

الصفحة 124 من 313

و خداوند عزّ و جلّ و علا و منعم سزاوار كريم (1) بى همتا [را] سپاس داريم و ستايش او بر زبان رانيم، و از كرم نِعَم او توقّع داريم، كه دوام نعمت تمام ارزانى دارد، و هيچ درى بر ما بسته نگرداند (2) ، و مثوبات آن شكر بما رساند (3) ، كه از رنج فراق بُديل هر لحظه آوازى بگوش دل مى رسد و من لبيّك لبيّك مى گويم. و الله اگر مال جمله عراق و آنچه در تصرف من است در سر اين كار كنم (4) ، تا اين عار نشويم و انتقام اين نكشم، لهب آتش غضب من (f 49 b) نه نشيند.

روان كردن محمّد قاسم را طرف هند و سند(5)

پس حجاج محمّد (6) را سوار كرد و صدقها داد و حشم را بمال فراوان مستظهر گردانيد، و بغزو (7) هند و سند نامزد فرمود. پس حجّاج اين شعر بگفت:

دعا الحجّاج فارسه بديل (8) ... وقد مال العدوّ على بديل

وشمّر ذيله الحجّاج لمّا (9) ... دعاه أن يشمّره بذيل (10)

فديت المال للغارات حثوا (11) ... بلا عدّ يعدّ ولا بكيل

پس حجاج گفت از راه شيراز بيرون رو، و بتدريج منزل كن تا تمام حشم بتو رسد (12) .

(1) ب پ س: سزا گويم

(2) م: بر ما نه سته گرداند

(3) م: رسانيده

(4) س م: در سر كار اين كنم

(5) پ ك‍م ندارد: طرف هند و سند

(6) پ س: محمد قاسم

(7) ب پ س ك‍: بسفر

(8) در جميع نسخ: بذيل

(9) ب پ ح س ك‍م: لمّاه

(10) ب ح: أن تشمير اربل؛ پ: ان تشهير اذيل؛ س: دعاء ان تشيموا ريل؛ ك‍: دعاء أن تشمير اريد؛ م: أن تشيموا زيل

(11) ب پ: المال المعار حشرا؛ ح ك‍: المال للعار حشرا؛ س: الحال الحمار حشرا؛ م: المال للعار حشوا

(12) پ: رسند

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت