اى ابن عمّ، مكتوب جان افزاى تو رسيد، و بورود ابتهاج و استبشار فزود، و بران مباهات (1) بكمال و جمال داد، و معلوم شد كه هر اساس (2) و قاعده كه نهادهء بر جادهء شرع بود، الّا (3) يكنوع امان دادن كه خاص و عام را امان (4) مى دهى و دشمن از دوست فرق نمى كنى، قوله تعالى يا ايها الذين آمنوا فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ (5) . فامّا ببايد دانست كه فرمان خداى عزّ و جلّ (6) بزرگ است. بايد كه بر امان دادن حريص نباشى كه در ان كارى (7) دارد. و بعد ازين هيچ دشمن (8) را امان مده، الا همگنان بر ضعف راى و فتور شوكت (9) حمل كنند، و السلام كتبه نافع، سنه ثلاث و تسعين (10) .
(1) ب: مهمات؛ س كم: مهابات
(2) ب: اسباق؛ پ س: آسان
(3) س م: آن
(4) ب ندارد: امان
(5) القرآن: سوره 47، آيه 4
(6) س: خدايتعالى؛ م ندارد: عزّ و جلّ
(7) ب س: در انكار؛ م: دراز كارى
(8) ب پ: دشمنى
(9) م: الّا همگنان را بزرگ است راى و فتور شوكت حمل كنند؛ ب پ س ك: الّا همگنان را بزرگ است راى فتور حمل كنند
(10) ب افزايد: يعنى نود و سه
(11) ح: قوقى؛ س: فوجى؛ ك: فوفى
(12) س: الور
(13 - 13) اين جمله در نسخه پ موجود نيست
(14) ب: دهرسين؛ ح: داهرسين؛ س: داهرسيه
(15) ب: جندر