فهرس الكتاب

الصفحة 51 من 313

اين وقت از جان و مال مسلوب گردانند. مرا تدبيرى روى مى دهد، دانم (ص 37) كه صواب آيد، و امنيّت ما بقضاء كامل (1) رسد، و اين مملكت بتو باز گردد، كه راى من چنان اقتضا مى كند كه خداى تبارك و تعالى بهمّت ما اين مملكت در تحويل تو كند، و اين عز و سلطنت بر تو (2) بماند، و همگنان ترا مطاوعت كنند. چچ گفت: فرمان تو بر جان من (3) نافذ است، و عين مصلحت آن باشد كه تو فرمائى. فامّا مشورت كردن با خدمت كاران مخلص فريضه است. ما را از اين (f 13 b) حال اعلام فرمائى. رانى سونهنديو گفت (4) بفرماى (5) تا پنجاه عدد بند و غلّ بسازند، و بشب مخفى بياور (6) ، و درون پنهان خانه (7) مهيّا بنه (8) . چچ بفرمود تا بندهاى گران و زنجير بساختند، و در پنهان خانه (7) بشبنگاه (9) در سراى آوردند و بطرفى استوار كردند.

چون وقت راى (10) تنگ شد و بجان كندن رسيد، اطبّاء برخاستند كه بروند. رانى سونهنديو گفت (11) : ساعتى در خانه بنشينيد. موكّلى را فرمود كه همه را در خانه كن (12) و در به بند (13) ، تا در شهر خبر نشود كه ساهسى بمرد. طائفه كه از تبع (14) من و تواند جمله را در سراى درآر (15) . پس همه اتباع خود را در سراى درآوردند (15) . پس گفت از آن جماعة كه قرابتيان (16) راى (17) اند و دعوى مملكت مى كنند، (و) فلان فلان همه (18) را بتدريج (19) بخوان. برين نسق (20) هر يكى را مى آوردند ببهانه (19) آنكه راى (17) امروز بهتر است، با تو مصلحت (21) دارد. چون حاضر مى آمدند (21) ،

(1) س: كار

(2) پ: بتو

(3) پ: ما

(4) س: فرمود

(5) ب: كه فرمائى؛ س: كه بگو

(6) ب پ س: بياورند

(7) م ندارد: خانه

(8) ب س: گذارند

(9) ب س: شبانگاه

(10) م: بر پادشاه

(11) س: فرمود كه

(12) پ: كنيد

(13) پ: ببنديد

(14) در جميع نسخ: تيغ

(15 - 15) اين جمله در نسخ پ م موجود نيست

(16) پ م: قرابتان

(17) پ س ك‍م: شاه

(18) م: هر

(19 - 19) اين جمله در نسخه ك‍موجود نيست

(20) س: بدين قسم

(21) پ: مصالح

(22) ب: شدند؛ پ س ك‍: آوردند

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت