فهرس الكتاب

الصفحة 130 من 313

و متفكر نشود (1) ، و او از جمله اختياران و مكرّمان است، و از آباء و اجداد راست گوى و مخلص است (2) . و چون خريم با تو يار شد نترسم، از آنكه بخصال حميده و آثار پسنديده متحلّى است، و نگذارد كه هيچ آفريده با تو مخالفة كند. او را از پيش خود (3) دور مدار. و چون نبشته مطالعه افتد بايد كه طعام و شراب نخورى تا از مجارئ امور بتمام و مشرّح (4) در قلم نيارى.

و حجاج امير محمّد قاسم را عظيم (5) دوست داشتى، از غايت محبّت او بكرّات صدقها دادى و دعا فرمودى، و بكر بن وائل (6) و عُدَيْل بن فَرْخ از دوستان محمّد بودند. در غيبت او شتر ناقه قربان كردند، و بهاى آن پيرايهء عورات و دختران دادند، تا بى شبهة بود. و عديل اين شعر بگفت:

سلبت بناتى حليهنّ فلم أدع (7) ... (f 52 b) سوارا ولا طوقا وقرطا مذهّبا (8)

وما غرّني (9) الآذان حتّى كأنّما (10) ... تعطّل البيض الأرانب أرنبا (11)

من الدّرّ و الياقوت من كلّ حرّة (12) ... ترى سمطها فوق الخمار مثقّبا (13)

دعون (14) أمير المؤمنين فلم يجب ... دعاء (15) فلم يسمعن (16) أمّا ولا أبا

حكماء دوربين و بزرگان به گزين از ابو الحسن روايت كردند كه او گفت: از ابو محمّد مولاى بنى تميم شنيدم كه (17) محمد قاسم در سواد ديبل نزول كرد و خندق فرمود، و علم (18) و رايات بگشادند (19) و نوبت بزدند، و لشكر بهر موضع كه مرتب بودند (20) مقام كردند، و منجنيقها بيرون آوردند

(1) پ: و بوقت جنگ او گزند و متفكر نشود

(2) در جميع نسخ: اند

(3) م: از خود

(4) پ: شرح؛ س: مشروح

(5) ب س: بسيار

(6) ب س م: واجل

(7) جميع نسخ: تدع

(8) جميع نسخ: و لا طوقا مذهبا

(9) پ ح: ما غر فى؛ س: ما عرفى؛ م: و كاعز فى

(10) م: كانها

(11) ب ح س: بالبيض الأرامن رنبا؛ پ: البيض و امن رنبا؛ م: بالبيض الا و ابن ابنا

(12) جميع نسخ: مرة

(13) پ: فوق الحمار متقيا

(14) ب ح: دعوا؛ پ: دعوان؛ س: دعوى

(15) ب ح: دعاءه؛ پ: دعاه؛ م: دعا

(16) جميع نسخ: فلم يسمعوا

(17) پ: كه چون؛ م افزايد: بزرگان با فوج

(18) س: اعلام

(19) س: كشود

(20) م: كرده بودند

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت