و لشكر را در سر اين (1) استبداد (f 56 b) خواهد كرد. و بدانچه حصار ديبل كه موضع و سكونت اهل تجّار و صنّاع (2) است فتح كردهء (3) ، نه حصنى حصين است و نه حشمى با تمكين كه ايشان را (4) در جنگ و محاربت مقابل شدى. و اگر در ميان معروفى بودى از شما آثار نگذاشتى. و اگر راى جيسيه بن داهر را - كه قهر كنندهء شاهان روى زمين است، و انتقام كشندهء (5) جبابرهء زمان، و حسيب و نسيب راهبان، و ملك كشمير و صاحب چتر و نوبة و علم و رايت، كه رايان (6) هند سر بر آستانهء دولت او نهاده اند (7) ، و جمله هند و سند در تحت فرمان او شده، و بلاد مكران و توران امر او (8) بر رقبهء (9) خود قلاده كرده، و صاحب صد زنجير پيل مست (10) و راكب پيل سفيد است، كه نه اسب مقابل او تواند آمد و نه مرد با وى تواند افشرد - اجازت كردمى تا شما را دستبردى نمودى (11) ، كه تا انصرام عالم هيچ لشكرى را مجال نبودى كه پيرامون حدود او بگذشتى (12) . خود را بخواب غرور مده، كه عاقبت كار تو همان خواهد بود كه بديل را بود. شما را طاقت مقاومت جنگ ما نباشد، و نه از بأس (13) ما سلامت باز توانيد رفت (14) .
پس چون اين (15) نبشتهء داهر (16) بمحمّد قاسم رسيد، دبير را فرمود تا ترجمه كند (17) و بر وى خواند. چون بر مضمون اطلاع يافت، (f 58 a) فرمود (ص 93) تا جواب آن در قلم آرند (18) .
(1) ب س ك: در سر اين لشكر و؛ پ: در شير اين لشكرى و؛ م: در سزاى اين لشكرى و
(2) ب س ك: صنايع
(3) پ: گردد
(4) پ: بديشان
(5) م ندارد: كشنده
(6) پ س كم: پادشاهان
(7) ب كم: نهادند
(8) در همه نسخ: امراء
(9) م: ربقه
(10) پ: است
(11) ب س كم: نبودى
(12) ب: نگذشتى؛ س: بگذاشتى
(13) پ س م: پاس
(14) ب: سلامت توانيد رفت؛ پ: سلامت توانيد رفت؛ س: سلامت توانى رفت
(15) پ ندارد: اين
(16) پ افزايد: كافر بدين مضمون
(17) ب كم: كرد
(18) س: جواب مراسله داهر بقلم درآوردند