ايشان مبذول دار، و هر كه اقطاعى و ولايتى التماس كند (1) نوميد مكن، و ملتمس ايشان باجابت مقرون گردان، و بأمثلهء خود و امان نامه قوى دل كن، زيرا كه گرفتن پادشاهى را چهار وجه (2) است: اول مدارا و مواسا و مسامحت و مصاهرت؛ و دوم بذل مال و عطيّت؛ و سيوم راى صواب در مخالفت خصمان و معلوم كردن مزاج دشمنان؛ و چهارم رعب و مهابت و شهامت و قوت و شوكت. در دفع ايشان بايد كوشيد. و هر التماس كه ملوك خواهند بعهد وثيق مستظهر گردان. و چون روى بخدمت آرند و مال بر خود معيّن كنند از نقود و عروض آنچه بخزانه رسانند بستاند (3) ، و همه را مستظهر گرداند (4) . و چون كسى را خواهد (5) برسالت فرستد (6) ، بايد (f 66 b) كه بر عقل و مذهب و كياست و امانت او واثق باشى (7) . نبايد (8) كه از رفتن و گفتن او اسلام را وبالى ظاهر گردد. و خويشتن را از غوائل حيلت و آفت و غدر و مكر دشمن محروس و مصون دارى، و شرائط حزم و هوشيارى در تدارك مهمات بجا آرى. و از داهر محترز باشى. و چون معتمدى و معتقدى بفرستد از مخالطت (9) او را وصيت كنى، و از مجالست او ايمن نباشى، و شرط (10) نصيحت بر وى باز گوئى، كه چون بأداى رساله در مقابله راى نشيند، بايد كه بحضور اكابر و اعيان و محافل بزرگان سخن (11) بگذارد، و بى محابا بگذارد (12) ، و جواب او صافى (13) بشنود، و ميل و مداهنت نكند. و رسل (14) را بمواعيد خوب مستظهر گرداند، كه جمله لشكر اسلام را امام و پيشوا شما خواهيد بود (15) ، و چشم بقول (16) شما نهاده اند، بايد كه اداى رسالت مطلق (ص 107) گويند. و رسول مسلمانان پاك مذهب
(1) ب س كم: مى كند
(2) پ: جهت
(3) ب پ كم: بستانند
(4) ب پ كم: گردانند
(5) ب كم: خواهند
(6) ب كم: فرستند
(7) ب س كم: واقف باشى؛ پ: واثق گردانى
(8) پ: بايد
(9) پ: مخاصمت
(10) پ: شرائط
(11) ب پ ك: سخون
(12) ب م: بگذرد
(13) ب س كم: جواب شافى؛ س: صاف
(14) ب: راسل
(15) س ك: خواهد
(16) ك: بر قول