در مخلص كتاب مصنف آن را بلقب «منهاج الدين و الملك» خوانده، گويا اسم اصلئ كتاب عربى اين بوده. ولى نظام الدين بخشى در طبقات اكبرى و ديگر مورخين آن را باسم «منهاج المسالك» موسوم كرده اند. نسخهء كلكته آن را «تاريخ قاسمى» مى خواند. گمان بنده اينست كه «چچنامه» تحريف و تصحيف «فتحنامه» است. سبب ديگر براى تسميه «چچنامه» اين مى نمايد كه سرگذشت بانئ سلسلهء براهمه يعنى چچ جزء اهمّ اين كتابست، لهذا تمام كتابرا باين اسم ناميده اند. چنانكه حماسهء ابو تمام را بواسطه باب اول كه تقريبا نصف كتابست اين لقب داده اند. بهر حال «چچنامه» لقبيست كه مؤخرين براى آن تراشيده اند.
قبل ازين تصريح نموده ايم كه على كوفى اين كتاب را از نسخهء اصلى عربى در حوالئ سنه 613 هـ بفارسى نقل نمود، ولى نميتوان بيقين گفت كه نسخهء عربى در كدام سال نوشته شده. از قراريكه اغلب روايات چچنامه از مدائنى آمده و مدائنى در سنه 215 يا 225 هـ وفات كرده، ما بايد كه تاريخ كتابت نسخهء عربى را بعد از 215 هـ تصوّر كنيم، و چونكه وقايع تاريخئ چچنامه مفصّل تر است از آنها كه در فتوح البلدان بلاذرى (متوفى 279 هـ) آمده و فصول اخيرهء فتوح البلدان در حوالئ سنه 255 هـ نوشته شده، مى توان نتيجه گرفت كه نسخه عربى (منهاج الدين) در بين 215 هـ و 255 هـ تدوين يافته.
نيز معلوم نيست كه مؤلف اين نسخهء عربى (منهاج الدين) كه بوده؟ ولى در اول فصل «رسيدن مثال حجاج بمنزل لب مهران از جانب غربى» (متن، ص 151) اينطور آمده: «مصنف داستان خواجه امام ابراهيم چنين روايت كرد» . اسم هيچ راوى باينچنين احترام در ضمن كتاب مذكور نشده، لهذا مى توان حدس زد كه مؤلف اصلئ نسخهء عربى (منهاج الدين) شخصى بنام خواجه امام ابراهيم بوده - و الله أعلم بالصواب.