437 -438). ازين فقره ثابت مى شود كه حصار اشبهار يا سهبان در ميان نيرون و سيوستان [كه بلاذرى آن را به سدوسان تعبير كرده] واقع بود.
ص 133، س 4 - 5، جيور: در صفحه 160، 167 اين موضع را باسم «جيپور» نوشته، و معنى آن در صفحه 167، س 9 «موضع ظفر» داده.
ازين قرينه واضح است كه اسم اصلئ اين شهر «جيپور» بوده، اگر چه معنى جيور نيز تقريبا همانست [جى ظفر+ ور (مشتق از وْرُوْ) محيط به، يعنى موضعى محيط بظفر] . لهذا ما بايد كه در همه جاها «جيور» بخوانيم يا «جيپور» . امّا ببايد دانست كه اين جيپور از جيپور كه الآن در ملك راجپوتانه واقع مى باشد جداگانه است.
ص 135، س 1، رانه ساكرا: نسخه م اينرا «راؤ ساكر» نوشته؛ لهذا نميتوان بيقين گفت كه آيا «ساكر» اسم اين حاكم بود، يا «ساكرا» اسم ناحيتى است كه حالا باسم «ساكره» مشهور است. بنده بتعبير آخرى مائل هستم.
ص 145، س 2، جيور: رجوع مى شود بحاشيه ص 133، ص 4 - 5.
ص 146، س 3 و غيره، مصعب: بايد در همه جاها «محمّد بن مصعب بن عبد الرحمن الثقفى» خوانده شود. تمام اين فصل خلاف روايت بلاذرى و ليكن اقرب بصحّت است. بلاذرى گويد (ص 438) كه محمد بن قاسم محمد بن مصعب را براى تسخير سدوسان [سيوستان] فرستاد. امّا روايت چچنامه صحيحتر است. سيوستان را محمد بن قاسم بنفسه مسخر كرده بود، و ليكن در وقت مراجعت به نيرون اهل سيوستان باغواء چندرام هاله سر مخالفت بلند كرده بودند. لهذا محمد بن مصعب را براى سياست ايشان روانه ساخت.
ص 147، س 7، محمد قاسم ببلاد جهيم و كرهل الخ. كرهل يا گرهل يا گرهر (كلان و كوچك) ، از مضافات تهته بود، چنانكه در كتاب بيان العارفين مذكور است. و در ايام اكبر پادشاه گرهر در سر كار تهته مندمج بود (آئين اكبرى،