بازرسى (1) ، و البته بهر نوع كه امكان (2) دارد از آب بگذر (3) . و بنصرت يزدانى ملتجى باش، و پناه خود از رحمت او دان كه از مشيران (4) (ص 118) معجب راى خود كفايت كند. و چون با همديگر مقابل شويد، برضاى الهى واثق باش (5) و آنچه از شجاعت و شهامت شما بود بجا آريد كه فتح و نصرت و حول و قوّت معين و قرين شماست، و مدد ملائكه و تيغ مسلمانان از جانب شما بر ايشان مسلّط است. خداى عزّ و جلّ ذات خبيث ايشان را علف تيغ (6) و رمح ملائكه و مسلمانان خواهد كرد. و غضب الهى بر ايشان باز (7) است، كه انتقام محكم و تازيانه زشت خواهند خورد. و چون خواهى كه از آب مهران بگذرى، ساحل معبر را امتحان كنى، و عبره كردن جويها و آبها (8) مصبوط دارى. و طائفهء كه سكّان آن نواحى بر كشتيها باشند، ايشان را بعهود وثيق مطيع و مخلص خويش گردانى، و بحق المعرفة ايشان را (9) بشناسيد. آنگاه بگذريد (10) ، و چون آب در پس شما باشد آن طرف از (11) خصم ايمن باشيد تا هيچ ايذائى بشما نرسد. پس چون در بلاد و مدائن و حصنهاى او برويد (12) ، هيچ كس را از ايشان مجال مقاومت و حرب نتواند بود. و هرگز بشما روى نيارند (13) و جان عزيز خود را در تهلكه افكنند (14) ؛ و هر حصنى كه پناه (f 73 a) سازند و استظهار دانند، چون در نظر تو آيد (15) خداى عزّ و جلّ فتح و نصرت دهد (16) كه مفتوح گردد؛ و رعب مهابت تيغ شما در دل ايشان چنان مستولى شود كه هيچ سلاحى (17) كار نتواند (18) بست، و شما را منصور و مظفر گرداند. و
(1) در جميع نسخ: باز رسد
(2) پ: در امكان
(3) در جميع نسخ: بگذرد
(4) اين قراءة ب است؛ پ ك: شيران؛ س: شتران؛ م: شرّ آن
(5) بعد ازين نسخ ب س كم اين جمله را دارد: كه با حصول مراد بما باز رسد [س: رسى] و [س: البته] كه امكان دارد [ب س: بوده باشد] از آب بگذر [س: بگذريد]
(6) پ س: تيغ خونخوار
(7) م: نازل
(8) پ ندارد: و آبها
(9) س م ندارد: ايشان را
(10) پ: بگذرى
(11) م: آن
(12) س م ندارد: برويد
(13) ب س كم: مگر هر كه روى بشما آرد
(14) ب س: افكند
(15) پ: آيند
(16) پ: روزى دهد
(17) س: صلاح
(18) پ م: نتوان