خاتم النّبيّين. و جاى ديگر مثال (1) بشارت بمتّقيان (2) و مخلصان و اشارت تهديد (3) و وعيد بمفسدان و متعنّدان بعث فرمود كه يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفّارَ وَالْمُنافِقِينَ. و چون بدين (4) همه مراتب (5) و احتشام (6) و مراسم و احترام (7) مشرّف (8) گشته ام، بايستى كه سواد ظلم (9) و ضلالت (10) كفر (11) به بياض اسلام و ديانت بدل گشتى، و اساس نفاق و جهالت انهدام پذيرفتى، (f 4 b) و رايات (12) اسلام افراشته شدى، و (13) دور اين (ص 6) دولت و قواعد [اين] ملّت بانصرام قيامت متداول روزگار بودى، و بهيچ شرك (14) و مخالفت ممزوج نگشتى (15) ، و گل سنّت (16) به خار (17) بدعت مفرّق نشدى (18) . جبرئيل امين صلوات الله عليه (19) و سلامه مراجعت نمود، و همدران وقت (20) باز آمد و گفت: السّلام عليك يا محمّد، خدائتعالى (21) سلام و درود مى گويد، و فرمان مبرم و قضاء محكم (21) الهى بتجديد تمهيد گشت (قوله تعالى) : إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ. يا محمّد، تا (23) نه پندارى كه از خواندن تو كسى (24) بدرگاه ما مى آيد، و يا از وسوسه ابليس (25) كسى را از درگاه ما مى راند. راننده (26) مائيم: آن را كه برانيم، كس نتواند خواند (27) ؛ و آن را كه (28) بخوانيم كس نتواند راند (29) : إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ. پس (30) تو اى محمّد صلّى الله عليه و سلّم (31) بدين سبب متفكّر مباش، آنان كه (32)
(1) م: امتثال
(2) ب: مطيعان
(3) پ كندارد: تهديد و
(4) پ افزايد: موانست ان امتياز گردن ما را مزين گردانى (و) اگر ملتمس من باجابة مقرون نگردانى، خود را هلاك كنم. همه مراتب الخ
(5) ك: همه مرتبه؛ ب س م: هم مرتب
(6) ب س ك: اختتام
(7) ب س ك: احتيام
(8) ب س ك: مشيد
(9) م: ظلمت
(10) ب: ظلمات
(11) م: كفريه
(12) پ: رايت
(13) ك: بر بجاى و
(14) م: شركت
(15) ب س: و بهيچ نوع نگشتى
(16) ب س: ملّت
(17) پ ندارد: به خار
(18) ب پ س: منحرف نگشتى
(19) م ندارد: عليه
(20) م: در وقت؛ پ ك: هم در وقت
(21) پ: خداى تبارك و تعالى
(22) ب س: فرمان بر حكم محكم
(23) پ ندارد: تا
(24) پ ندارد: كسى
(25) ب س ندارد: از وسوسه ابليس
(26) فقط پ دارد: راننده
(27) ب: كس نتواند خواند آن را؛ ك: كه بخواند؛ م: خواندن
(28) م افزايد: ما
(29) ك: كه براند
(30) م: و
(31) ك: پس اى محمد.
(32) ساير نسخ: از انكه