كوششى كرده امّا پى نبرده. بعضى مورخين مانند ابو الفضل (آئين اكبرى، ص 556) بندر ديبل يا ديول را با شهر تهته اشتباه كرده، و بعضى مانند مير معصوم بكّرى (تاريخ سند، ص 6، س 7 - 8) آن را بندر تهته يا لاهرى بندر خوانده اند. على الأقلّ بندر ديبل از شهر تهته بكلّى جداگانه بوده است چنانكه مير معصوم تصريح نموده. نيز از تاريخ طاهرى و تحفة الكرام اين حقيقت روشن مى شود. تاريخ طاهرى كه از تحفة الكرام اقدم است در وصف لاهرى بندر گويد (ص 157، مخطوطه محمد حنيف صديقى) :
«ما بين شهر تهته و بندر چه ترى [چه] خشكى دو روزه راهست، و از آنجا درياى شور يك منزل است. امّا ناله باريك كه آن را بزبان تهته نارقى نامند برآمده زير بندر مذكور مى رسد، تخمينا بعرض بعضى جاده طناب و بعضى بيش [و] عمقش از اندازه پاياب. در ميان بحر سوى ميانى [سون ميانى؟] نام ديگر آبادانى نيست» .
ازين معلوم مى شود كه لاهرى بندر از شهر تهته خيلى دور بوده و نيز بمرور ايام درياى شور [يعنى بحر عمان يا بحر عربى] از وى يك منزل دور شده بود. و اگر «سوى ميانى» تحريف «سون ميانى» است، چنانكه گمان قويست، بايد لاهرى بندر نزديك سرحد سند و كيچ مكران بوده باشد، و اين نيز دليل است بر يك بودن لاهرى بندر و ديبل.
و صاحب تحفة الكرام (چاپ بمبئى ج 3، ص 199) در بيان سادات مازندرانى گويد كه:
«اول ايشان سيد بدر الدين بعد نقل از مازندران بزيارت عتبات عاليات مشرف شده در سال نهصد و شصت و هفت براه درياى عمان وارد بندر ديول و متوجّه توطن تهته شد. چون بقريه هاله واقعه ساكوره رسيد ... رحل اقامت دوام آنجا بيفكند» .