فهرس الكتاب

الصفحة 281 من 313

اين عبارت تحفة الكرام نيز بر دورئ ديول يا لاهرى بندر از شهر تهته مدلّل است. كزنس (Cousens) در كتاب خود «آثار قديمهء سند» (ص 124) مؤيّد اين نظريه است.

حالا بايد باين مسئلهء پيچيده توجه كنيم كه آيا ديول بندر و لاهرى بندر يك بوده يا جداگانه. سيّاحان اروپى كه در قرون اخيره ببلاد سند آمده اند، بعضى از آنها بندر سند را ديول و بعضى لاهرى بندر گفته اند، و كسى بوجود دو بندر در همانوقت اشارت نكرده است. اين بيان بعضى را در مغالطه انداخته كه ديول و لاهرى يكى بوده است. ابّت (Abbot) در تأليف خود «سند» (صص 43 - 55) با وجود استدلال بسيار بنتيجهء نافعى نرسيده است.

و هيگ (Haig) در كتاب خود '' The Indus Delta Country'' (ص 68) بندر لاهرى را با لوهرانى مشخّص كرده است كه بر وفق البيرونى (Alberunis India صص 205، 208، 260، 316) بر دهنه غربى مهران بوده و 12 فرسخ دورتر از بندر ديول. گمان بنده اينست كه هيگ درين راى مصيب بوده. سيّاحان و مورخان عرب مانند ابن خرداذبه (كتاب المسالك و الممالك، ص 62) و اصطخرى (كتاب المسالك و الممالك، ص 175) و مقدسى (احسن التقاسيم، ص 479) و مسعودى (مروج الذهب، ج 1، ص 378) همه متفق اند كه ديبل بر مغرب رويهء مصب مهران و دورتر ازو بر ساحل درياى عمان بوده است. عبارت مسعودى اينطور است:

«فاذا اجتاز جميع ما ذكرنا من الأنهار [اي الأنهار الخمسة في بلاد فنجاب] ببلاد فرج بيت الذهب وهو المولتان، اجتمعت بعد المولتان بثلاثة ايام فيما بين المولتان والمنصورة في الموضع المعروف بدُوشاب. فاذا انتهى جميع ذلك الى مدينة الرور من غربها، وهي من أعمال المنصورة، سمّى هنالك مهران. ثم ينقسم قسمين، و يصب كلا القسمين من هذا الماء العظيم

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت