فهرس الكتاب

الصفحة 101 من 964

بن المنذر بن حسان بن ثابت [1] شاعر مصطفى عليه السّلام والتحيه بمدينه رسيد جمال وتير اندازى عبد المطلب را بديد بمكه آمد، ومطلب عم او را خبر كرد، عم او بطلب برادرزاده خود بطرف مدينه آمد، در كمين ميبود، تا جوانان مدينه به تيراندازى بيرون آمدند، وشيبة الحمد در ميان ايشان بود، مطلب او را بشناخت، گريه بر وى غالب شد، خود را ظاهر كرد، واو را در كنار گرفت، وجامه بپوشانيد واز مادر بستد، ودر عقب خود، بر مركب جمازه بنشاند، واو هيچ فرزند نداشت، تا چون بمكه رسيد خلق او را بديدند گفتند: مطلب آمد وعبدى نيز آورد خود را، يعنى بنده، نام عبد المطلب بر وى نشست. چون مطلب درگذشت مهترى قريش بوى رسيد، والله اعلم.

اصحاب قصص وتواريخ چنين روايت كنند: كه عبد المطلب بخواب ديد كه برو، چاه زمزم را عمارت كن، ودر ان وقت چاه زمزم خراب گشته بود چون عمارت آغاز شد، باو قريش منازعت كردند، نزد كاهنى رفتند بشام در راه تشنگى بر ايشان غالب شد، حق تعالى از زير پاى پسر [2] عبد المطلب چشمه ظاهر گردانيد، تا همه آب بخوردند وآن منازعات از ميان ايشان رفع شد وعمارت زمزم او را مسلم داشتند، ودران وقت عبد المطلب را يك پسر بيش نبود، الحرث بن عبد المطلب. با خود نذر كرد، اگر خداى او را ده پسر دهد، يكى را قربان كند، حق تعالى او را ده پسر داد، اسامى اين بود كه در قلم آمد: حرث، وضرار، ومقوم، وعبد مناف، وابو طالب، وحمزه وعباس، وعبد العزى، وابو لهب، وعبد الله پدر مصطفى عليه السّلام والتحيه [3] با پسران قصه نذر در ميان نهاد، وهمه تسليم شدند، در كعبه آمد، پيش هبل قرعه انداخت، بر عبد الله آمد، واو كهتر از همه بود، خواست تا قربانش كند،

[1] كذا عينا از متن كتاب نوشته شد، ولى ظاهرا غلطست، زيرا حسان بن ثابت معاصر حضرت پيغمبر است، پس دور از عقلست كه نواسه وى معاصر جد حضرت پيغمبر شد، اما راجع به كسيكه خبر بودن عبد المطلب را در بين بنى نجار، بمكه رسانيد، طبرى والكامل گويد: ثم ان رجلا من بنى الحارث بن عبد مناه مر بيثرب.

[2] اصل بسر:

[3] نامهاى اعمام رسول (ص) عينا از متن كتاب نوشته شد، اين نامها را برخى از مورخان نياورده اند، طبرى والكامل از شرح آن ساكتند، ميرخوند (حارث، ابو لهب(ابو عتبه) عبدد مقوم: ضرار، زبير، ابو طالب، عبد الله، حمزه، عباس) آورده. لطف الله احمد در حيات فخر كاينات چنين شمرده است: (حارث. ابو لهب، عبد الكعبه، مقوم، ضرار، زبير، ابو طالب. عبد الله. حمزه عباس)

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت