فهرس الكتاب

الصفحة 712 من 964

لشكر بدر اچه آورد [1] سيف الدين ايبك با حشم آراسته از (شهر) اچه بيرون آمد، وبايشان مقابل شد، نصرت حق تعالى در رسيد، لشكر قرلغيان منهزم شد، وبى مراد بازگشت [2] والحق در ان وقت آن فتح بس بزرگ بود، بدانچه فر ومهابت مملكت هندوستان بسبب فوت سلطان طاب ثراه، در خاطرها نقصان پذيرفته بود، وخصمان را از اطراف مملكت [3] طمع خام بضبط ولايت [4] در دماغ زحمت ميداد او را حق تعالى اين نصرت به بخشيد، واز وى در ان بلاد اين اسم [5] باقى ماند، ودر بلاد هندوستان اين ذكر منتشر گشت، بعد از آن فتح بمدت نزديك از اسپ خطا كرد، واسپ او را لگدى بزد بر مقتل وهلاك كرد، [حق تعالى او را بيامرزد] (عليه الرحمة والغفران والله الباقى والدائم)

الخامس الملك سيف الدين ايبك [يغانتت]

ملك سيف الدين ايبك يغان تت، ترك خطائى بود، وملك آراسته بظاهر وباطن، وبه انواع رجوليت موصوف، سلطان سعيد او را از ورثه اختيار الدين چست قبا خريده بود، واو را بقرابت خود مخصوص فرموده اول امير مجلسى فرمود [و] چون مدتى [6] در ان شغل خدمات پسنديده بجاى آورد، او را بزرگ گردانيد، ولايت سرستى اقطاع داد ودر وقت (آن اعزاز) فرمان داد كه هر كس از امرا وملوك وخواص اسپى بدادندش، بدان او را قوتى واستظهارى ظاهر گشت [7] در سنه خمس وعشرين وستمائة كه داعى در ولايت اچه وملتان خدمت بارگاه اعلى دريافت، ملك سيف الدين ايبك مقطع سرستى بود، ودر خدمت سلطان قربت ومكنت تمام داشت (و) چون مدتها خدمت پسنديده كرده بود [8] اقطاع بهار بد ومفوض شد [9] وچون ملك علاء الدين جانى از اقطاع لكهنوتى معزول شد، آن اقطاع بملك سيف الدين ايبك يغان تت مفوض گشت، در ان بلاد جلادت بسيار نمود، وچند زنجير پيل، از ولايت بنگ بدست آورد، وبخدمت درگاه اعلى

[1] مط: از طرف بنيان لشكر گران بدر شهر اچه آورد، وسيف الدين

[2] مط: گشتند،

[3] مط: ممالك

[4] مط: ولايات

[5] مط: رسم

[6] اصل: مدتى ولايت در ان

[7] مط: وبدان انعام استظهارى وقوتى ظاهر شد

[8] مط: خدمات گزيده كرد

[9] مط: فرمود.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت