فهرس الكتاب

الصفحة 528 من 964

الاول الملك فخر الدين مسعود (بن) الحسين [1] الشنسبى

ملك فخر الدين مسعود بن حسين، از شش برادر ديگر مهتر بود، ومادر او ترك [2] بود، واو پادشاه بس بزرگ بود. چون از مادر سلاطين نبود او را بتخت ممالك غور جاى نداده بودند [3] ، بسبب آنچه [4] پنج [5] برادر هم از پدر وهم از مادر شنسبانى بودند، وملك الجبال محمد كه به غزنين شهادت يافت، از زن ديگر بود، كه خادمه مادر سلاطين بود، وملك فخر الدين مسعود از كنيزك ترك بود، چنانچه تقرير يافت.

چون علاء الدين از انتقام اهل غزنين وخراب كردن قصرهاء بست، كه مقام آل [6] محمود بود فارغ شد، از غور لشكر مهيا كرد، وبطرف بلاد طخارستان رفت، ودر فتح آن بلاد وقلاع، جلادت بسيار نمود، وامراء غور دران لشكر چندان شجاعت ومبارزت نمودند، كه اگر رستم دستان حاضر بودى داستان مردى ايشان خواندى، وچون آن بلاد مسلم شد، ملك فخر الدين مسعود را بتخت باميان بنشاندند وبدو سپردند، وچون ملك فخر الدين بدان [7] تخت بنشست، اطراف بلاد وممالك جبال شغنان وطخارستان تا به دروازه وبلور [8] ، واطراف تركستان تا حد وخش [9] وبدخشان، همه در ضبط آمد، وملك فخر الدين را فرزندان شايسته در رسيدند، وچون قماج از بلخ ويلدوز از هرات، كه بندگان سنجر (ى) بودند، قصد از عاج سلطان غياث الدين كردند، تا فيروز كوه را ضبط كنند، دولت غياثيه هنوز در اول طلوع بود [كه] ملك فخر الدين ايشان را مدد كرد، بدان شرط: كه هر چه

[1] راورتى: ملك فخر الدين مسعود بن عز الدين الحسين شنسبى

[2] مط: تركيه

[3] مط: ندادند.

[4] مط: آنكه

[5] اصل: شش

[6] اصل: آن

[7] مط: بران

[8] مط: تا بدر كوفه وبلور يا: تا بور بلور- يا: تا بدرواز وبلور. اصل، تا بدر كور وبلور. راورتى. تا در گون بلور- در كوت دروازه وبلور. بدر بور بلور. اما صورت متن اقرب بصوابست، چه (دروازه) تاكنون هم به همين نام در بدخشان موجود است، وبلور وبلورستان هم تا عهد بابر به همين نام معروف بود كه اكنون نورستان گوييم وپيشتر كافرستان بود.

[9] مط: سرحس، حاشيه مط: وخش. راورتى: وخش، در حاشيه گويد: كه ختن هم خوانده ميشود، ولى وخش اصح است، كه بقول حدود العالم در ناحيت ما وراء النهر شهرى بود آبادان وبر كرانه وخشاب نهاده (ص 71) چون بعد ازين بدخشان هم درين رديف مذكور است بنابر اين (سرخس) غلط است، چه اين ناحيت در شمال غرب هرات بود.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت