وپهلوانان چنانچه مؤيد الدين فتح كرماخ [1] ، وابو العباس شيش، وسليمان شيش همه شيشانيان بودند. رحمة الله عليهم اجمعين.
الثالث امير سورى بن محمد رحمه الله
از عهد امير بنجى تا بدين عهد، حال امارت غور يافته نشد در تواريخ كه مفصل آورده شدى، چون اتساق [2] اين طبقات در حضرت اعلى دهلى لازال اعلى بود وممالك اسلام را بواسطه فتنه كفار مغل خذلهم الله تفرقه ديار واختلاف اطراف پيدا آمده بود، امكان نقل كردن از ان تاريخ كه در بلاد غور در نظر آمده بود نبود، بضرورت آنچه از تاريخ ناصرى، وتاريخ [ابن] هيصم نابى [3] وبعضى سماعى كه از مشايخ غور حاصل شده بود، در قلم آمد، از ناظران رجاء عفوى باشد [4] .
چنين آرند: كه امير سورى ملك بزرگ بود، وممالك غور بيشتر در ضبط او بود، وچون بعضى از غور چنانچه والشتان [5] عليا وسفلى بشرف اسلام مشرف نبودند، در ان وقت ايشان را با هم خصومت مى بود، وصفاريان چون از بلاد نيمروز، بطرف بست وبلاد داور آمدند، يعقوب ليث لك لك امير تكين آباد را كه بلاد رخج است بزد [6] ، طوايف غوريان بسرحدهاى سند [7] تحصن جستند، و (به) سلامت ماندند، اما ايشان را
[1] اصل: يح. متن راورتى ومط: فتح كرماخ. نسخ راورتى: بنج، ينج. گمان ميرود كه صحيح اين كلمه كرماچ باشد، كه بين كابل ودرياى سند بين ولايت پختياى جنوب كابل واقع بود، وابن بطوطه در 734 ه از آنجا گذشت وگويد: ومنها (كابل) رحلنا الى كرماش وهى حصن بين جبلين تقطع به الافغان (رحله ابن بطوطه 241)
[2] اصل: الشان
[3] در دو نسخه ماخذ مط: نانى.
راورتى: ثانى (ر: 4)
[4] مط: عفو ميباشد
[5] اصل: وانستان. مط: والشيان. راورتى گويد كه در نسخ قلمى بصور مختلف: والشتان، وايشان، والشيان آمده، ودر دو نسخه زاولستان است، ولى اصح آن والشتان بوده كه بجنوب شرق غور واقع واكنون ضميمه حكومتى هاى تيرى ودهراوت ولايت قندهار است. ومردم آنرا حاضرا بالشتان گويند (ر: 27)
[6] اصل: يعقوب ليث لكه لك سير لاتكين آباد را كه بلاد حج است. مط وپ: مانند متن. حواشى مط وراورتى گويد كه لك لك در بعضى نسخ: لكا لك، لكن لك است. متن راورتى: لك امير ايتكين آباد كه از بلاد رخج است بظن غالب صحيح اين كلمه لوبك است، كه نام يك خاندان سلطنت زابل بود ومن شرح آنرا باستناد منابع تاريخى در رساله لويكان غزنه فراهم آورده ام، واز طرف انجمن تاريخ كابل طبع شده است، به آن رساله رجوع شود.
[7] مط: طايفه غوريان بسرها سنگ (سرها وسنگ سرحدها رسند) . متن راورتى نيز چنين است: به سنگها وصخرها تحصن جستند. كه همان صورت متن مأخوذ از اصل وپ اصح بنظر مييد.