فهرس الكتاب

الصفحة 130 من 964

كونين عليه السّلام، پرده از روى عزم برگرفت، وصحابه را اعلام داد، كه به راى [1] نبوت بطرف روم مهيا باشيد، وسبب آن بود، كه وقت تابستان وموسم گرماء حجاز بود، ولشكر اسلام بسيار، وعدد بى شمار، ودر اطراف واكناف شام وروم قحط بود، واز مدينه تا تبوك كه مقصد بود، نود فرسنگ راه بود. چون صحابه استعداد كردند، سيد انبياء عليه الصلاة والسلام، از مدينه بيرون آمد با سى هزار مرد صحابى، ازين جمله ده هزار اسپ سوار وده هزار شتر سوار وهشت هزار پياده، على را رضى الله عنه در مدينه خليفه فرمود، پس بجانب تبوك روان شد، چون بران موضع رسيد، لشكر هرقل روم متفرق شده بودند، واز تبوك خالد وليد را بجانب دومة الجندل [2] فرستاد وامير ايشان اكيدر كندى [3] بود، ومصطفى خالد را فرمود: كه تو او را در شكارگاه خواهى يافت، خالد در شب باو رسيد، واو را بگرفت، وبخدمت مصطفى آورد، چون او را بخشيد جزيه قبول كرد وبازگشت، وسوره براءة من الله ورسوله [4] درين سال نازل شد وابو بكر وعلى را رضى الله عنهما بجانب مكه فرستاد، بر قافله مشركان تا اعلام دادند، والله اعلم، اللهم صل على محمد وعلى آل محمد وبارگه وسلم.

اين را سنة الحج الوداع گويند، درين سال مصطفى عليه السّلام والتحيه اسامه زيد را بزمين فلسطين فرستاد، تا كينه پدر را زيد حارثه [5] ، باز خواهد.

چون آنجا رفت، آن زمين را نهب كرد، وآن مشركان را بسيار بدوزخ فرستاد، وبلاد ايشان را بسوخت، ودرين سال از جمله قبايل عرب فوج فوج بخدمت مصطفى آمدن گرفتند، واسلام قبول كردند، واو عليه السلام با جمله حجرهاء خود كه امهات مؤمنين بودند، از مدينه بيست وپنجم ماه ذى القعده بر عزيمت حج بيرون آمد، وبا همه اهل بيت حج گذارد، وهدى بداد، وكعبه را وداع كرد، وخطبه الوداع گفت.

چون سال يازدهم درآمد، در آخر ماه صفر، زحمت ومرض بر ذات مبارك او

[1] اصل: كه راى.

[2] اصل: دوته الجندل.

[3] : اصل: اكرر، بقول بلاذرى: اكيدر بن عبد الملك الكندى.

[4] آيه اول سوره التوبه.

[5] اصل: از زيد حارثه.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت