فهرس الكتاب

الصفحة 140 من 964

ماه ربيع الاول، سنه خمسين، بدار بقا رحلت كرد، ومدت عمر او چهل وهفت سال بود، والله اعلم بالصواب.

كنيت او ابو عبد الله بود، وامه، ام اخيه [1] ، واو از حسن بده ماه وبيست روز خرد [2] تر بود، واو را چهار فرزند بود على اكبر، وعلى اصغر، وفاطمه، وسكينه واولاد حسين رضى الله عنهم .... [3] چون معاويه به شام رفت در گذشت، ووالى مدينه وليد بن عتبه بن ابى سفيان بود، ووالى عراق عبيد الله [4] بن زياد، ومروان حكم مر وليد را گفت: از حسين على وعبد الله زبير به جهت امارت يزيد بيعت بستان! اگر بيعت نكنند، ايشان را بكش هر دو را طلب كرد وبيعت خواست هر دو گفتند: بامداد بينديشيم از آنجا بيرون آمدند ومخفى شدند، چون خبر بكوفه رسيد كه حسين رضى الله عنه در بيعت نيامد، يك شتر ونامه بطلب او فرستادند، حسين روى بكوفه نهاد ومسلم بن عقيل را كه پسر عم او بود پيش فرستاد تا بيعت اهل كوفه بستاند، خبر به عبيد الله [5] زياد رسيد. روى به كوفه نهاد وشب در كوفه آمد، وشيعه حسين با او مقابله آغاز نهادند، در قصر امارت رفت. چون شب شد خلق متفرق شد، مسلم عقيل را ناگاه بگرفت وشهيدش كرد، خبر به حسين رسيد، از راه بازگشت، بطرف مدينه، چون بزمين كربلا رسيد، بموضع كه آنرا غاضريه [6] گويند آنجا منزل كرد، وآن روز پنجشنبه بود، دوم ماه محرم، سنه احدى وستين. روز آدينه عمر سعد وقاص با چهار هزار سوار بدو رسيد، وتا آدينه ديگر جنگ ميان ايشان قايم شد، ودرين مدت آب را از اهل بيت رسول باز گرفته بودند، وبا حسين رضى الله عنه، نوزده تن از اهل بيت مصطفى عليه السّلام بودند. روز آدينه دهم محرم سنه احد وستين شهادت يافت، با هفت تن از فرزندان على رضى الله عنه، وسه تن از فرزندان حسين، واز ياران او هشتاد تن را شهيد كردند، وعلى اصغر پسر حسين را زنده گذاشتند كه خورد بود ورنجور. حسين را رضى الله عنه

[1] اصل: ام اخبه.

[2] باملاى كنونى: خورد.

[3] اين جمله مقطوع است شايد عبارتى از بين افتاده باشد

[4، 5] اصل: عبد الله، جمهور: عبيد

[6] اصل: عاضربه از روى مجمل (ص 298) : عاضريه.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت