فهرس الكتاب

الصفحة 391 من 964

ومدت ملك او بسيار بود. چون درگذشت، از وى پسرى ماند على نام، بجاى او بنشست. والله اعلم.

الثانى الملك الصالح

الملك الصالح على بن محمود بن زنگى. بعد از پدر خود بتخت شام، در شهر دمشق بنشست، وامرا وملوك او را خدمت كردند، واطراف شام وحلب وديار [1] ديگر در تصرف او آمد. چون خبر وفات نور الدين رحمه الله بمصر رسيد ودرين وقت مملكت مصر بسلطان صلاح الدين رسيده بود، چون حقوق نعمت سلطان نور الدين در ذمه صلاح الدين بسيار بود از مصر عزيمت كرد تا بخدمت ملك صالح آيد، وشرط عزا وخدمت بجا آرد ملك صالح را مباركباد ملك شام بگويد وباز گردد، لشكر از مصر به شام آورد، چندانچه بسرحدهاء شام رسيد، خبر وصول او بدمشق آوردند، ملك صالح را خوفى وهراسى در دل افتاد، با هر كس مشورت كرد، كه خبر وصول او گرمست چه بايد كرد؟ خادمى بود از ان ملك صالح، از خدمتگاران قديم پدر سلطان نور الدين، آن خادم را يمين نام بود، ملك صالح را گفت: صواب آن باشد، كه چون صلاح الدين رسيد، تو بطرف حلب روى آورى ودمشق وشام بصلاح الدين بازگذارى! كه هيبت او در دلها قرار گرفته است ومال ولشكر بسيار دارد، وممالك را ضبط تواند كرد، وحلال زاده ونيكو باطنست، حق تو ونعمت پدر تو نگاه دارد، واگر با او خصومت كنى ترا طاقت مقاومت وخصومت او نباشد. راى ملك صالح برين معنى قرار گرتف از دمشق بطرف حلب رفت، وممالك شام بصلاح الدين سپرد وباقى عمر بحلب بود در عز وحرمت. صلاح الدين او را خدمتها كرد، وحق او محافظت نمود، واز شرط اعتقاد وحسن عهد هيچ دقيقه مهمل ونامرعى نگذاشت. رحمة الله عليه.

الثالث ملك ايوب بن شادى

و ملك اسد الدين بن شادى، هر دو برادران بودند واز ملوك كرده بودند در زمين شام. وسالها در خدمت سلطان نور الدين بودند، وكارهاء بزرگ كردند

[1] ترجمه راورتى: وديار بكر.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت